ویرایشها
زندگی نامه: در تاریخ 1338/05/15 و در شهرستان اردبیل پسری متولد شد که سومین فرزند خانواده بود.پدرش رحیم قطاری و مادرش سریه رسولی دبّاغ نام سومین فرزند خود را بهمن گذاشتند آنها غیر از بهمن 7 فرزند دیگر نیز داشتند.پدر بی سواد و به شغل شیشه گری مشغول بود ومادرش نیز خانه دار بود .
پدر با زحمت فراوان در پی کسب حلال از خانه خارج می شد و مادر با مهربانی و عطوفت 6 دختر و دو پسرش را دور هم جمع می کرد تا آنها را تربیت نموده و راه ورسم زندگی وانسانیت را به آنها بیاموزد .هر چند که تحصیل در یک خانواده پر جمعیت ومستضعف سخت بود ولی بهمن با پشت کار وعلاقه و علاقه دوران ابتدایی وراهنمایی و راهنمایی را پشت سر گذاشت و وارد دبیرستان گردید .او تا سال آخر دبیرستان موفق به دریافت مدرک تحصیلی شده او که فردی نماز خوان و مقید به احکام و قوانین اسلامی بود و به روزه و دیگر مسایل اعتقادی اهمّیت می داد همیشه در زندگی بشاش وساده و ساده و فروتن بود و از غیبت کردن پرهیز می نمود.این جوان خوش اخلاق عاقبت در سن 26 سالگی با همسرش خانم منیژه کنتراتچی ازدواج کرد.او پس از خواستگاری و ازدواج زندگی مستقلی آغاز کرد و با کار وتلاش فراوان زندگی خوبی برای خانواده اش مهّیا نمود.وضعّیت اقتصادی ایشان بسیار خوب بود و او علاوه بر تأمین مخارج زندگی اش به فقرا و تهی دستان نیز کمک می کرد .
در طول تقریباً 2 سال زندگی مشترک خود با همسرش صاحب یک فرزند پسر شد.او ضمن تلاش در بیرون از خانه پدر منزل نیز به کمک خانواده می شتافت و در خرید منزل و خانه تکانی یار و یاور همسرش بود .
بهمن به صله رحم اهمّیت می داد و از دوستان وآشنایان و فامیل عیادت می نمود.او در برابر ناملایمات صبور بود وبا بردباری سعی می کرد که مشکلات را حل کند.رابطه اش با پدر و مادر و برادران و خواهرانش بسیار خوب بود مخصوصاً پسر خودش را خیلی دوست می داشت و هر وقت به مرخصی می آمد با مهربانی و محبّت با فرزند خود رفتار می نمود .
آرزوی او پیروز ی پیروزی اسلام و ایران بر دشمنان و تربیت فرزندان با ایمان بود و می خواست فرزندانی صالح و خوب تربیت کند به خواندن سوره یس و زیارت عاشورا علاقه ای وافر داشت.او در زمان انقلاب نیز در راهپیمایی ها شرکت کرده بود و حتی چندین بار دستگیر و زندانی شده بود بطوری که یک جوان مؤمن وانقلابی بود که به نماز جمعه وجماعت اهمّیت می داد ومعمولاً در آن مراسمات شرکت می کرد.او با انگیزه خدمت به اسلام و میهنش ایران به جبهه رفته بود ومعتقد بود که باید با صداقت به میهن خودمان خدمت کنیم .او هر وقت که به مرخصی می آمد معنوی تر وخدایی تر و مهربان تر نشان می داد .
بارها به خانواده می گفت که [[شهید ]] خواهد شد و رفتار گرم و صمیمی و مهربانی او هنوز است از یاد و خاطره خانواده و آشنایان نرفته است.عاقبت این جوان دلیر وپاک و عاشق ایران که متأهل ودارای یک فرزند بود و عضو لشکر 81 زرهی باختران بود وبه عنوان سرجوخه خدمت می کرد بعد از18 ماه خدمت صادقانه به میهن خود ایران در تاریخ 1367/05/05 در عملیات [[مرصاد ]] و در منطقه [[اسلام آباد غرب ]] به دست عوامل خود فروخته منافقین خلق به [[شهادت ]] رسید تا خیانت وجنایات منافقین خلق برای همیشه پسری دوساله را منتظر پدرش بگذارد .
قبر مطهر این [[شهید ]] سر افراز در قبرستان علی آباد شهر اردبیل واقع است.