ویرایشها
شهید [[محمد تقی اربابی]] نام پدر: [[حسین]] محل تولد: [[درق]] تاریخ تولد : [[۶۱/۵/۷]] تاریخ شهادت: [[۹۴/۱۱/۲۳]] محل شهادت: [[نبل و الزهرا، سوریه]] محل دفن: [[درق ، گرمه]]
وصعبت تاهل: متاهل
تعداد فرزندان : ۲
==زندگی نامه==
شهید محمد تقی اربابی فرزند حسین متولد شهر درق در تاریخ ۷/۵/۱۳۶۱ در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد . تحصیلات خود را تا مقطع فوق دیپلم رشته فن آوری اطلاعات (IT) در دانشگاه علمی کاربردی بجنورد ادامه داد .
ایشان در سال ۱۳۷۹ ازدواج نمود و ثمره این ازدواج دو فرزند پسر به نام های حامد متولد ۸۶ و علی متولد ۹۳ می باشد. وی در سال ۱۳۷۹ جهت استخدام به [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ]] پیوست . این [[شهید ]] گرانقدر در حدود ۱۵ سال در [[سپاه ]] مشغول به خدمت بودهر چند که این [[شهید ]] والا مقام دوران [[جنگ تحمیلی ]] را درک نکرده بود اما از آنجایی که خاطرات [[شهدا ]] و [[رزمندگان ]] و [[دفاع از اسلام ]] و [[اهل بیت ]] در نهاد وی عجین شده بود، با شنیدن [[جنگ نیابتی ]] از سوی [[دشمن ]] بویژه [[داعشی ها ]] و [[تکفیری ها ]] که کشور [[سوریه ]] را به اشغال خود درآورده بودند غیرت دینی [[شهید ]] او را به سمت آن دیار کشانده تا از [[حرم اهل بیت ]] دفاع نماید لذا تمام دنیا و مافیها را زیر پا نهاده و در تاریخ [[۲۷/۱۰/۹۴ ]] به این کشور عزیمت نمودند و با از خود گذشتگی و [[ایثار ]] سرانجام در عملیات آزادسازی منطقه [[نبل و الزهرا ]] در تاریخ [۲۳/۱۱/۹۴ ]] به درجه رفیع [[شهادت ]] نائل گردید.
==وصیت نامه==
اگر خدا نظر لطف نمود و به فیض عظمای [[شهادت ]] فی سبیله نائل شدم در مزار شهدای شهر شهیدپرور درق مرا دفن نمایید.
طبق شرع مقدس نسبت به غسل و کفن و تدفین اقدام شود.
مقداری از خاک تربت کربلا و مقداری از خاک منطقه [[فکه ]] و [[شلمچه ]] را داخل کفنم بریزید و همسرم آیهالکرسی را روی کفنم بنویسد.
اگر مقدر بود والدین، نزدیکان و همسرم نماز لیله الدفن را برایم اقامه کنند و همسرم سوره یاسین را روی قبرم ختم نماید.
تا جایی که امکان داد از اسراف پرهیز شود و رسومات اضافی کنار گذاشته شود و فقط به قدر کفایت و کمترین زحمت برای اطرافیان مراسم برگزار شود.
==خاطرات و گزارشات==
واکنش یک پدر لحظه شنیدن خبر [[شهادت ]] فرزندش:در آستانه سالروز میلاد [[حضرت زینب (س) ]] خراسان شمالی یکی دیگر از فرزندان برومندش را تقدیم آستان مقدس حضرت زینب سلامالله علیها کرد.[[شهید اربابی ]] که چندی پیش با کاروان [[مدافعان حرم ]] از خراسان شمالی برای مبارزه با تکفیریهای [[داعش ]] عازم [[سوریه ]] شده بود، روز گذشته به شهادت رسید.به همین منظور نیز عصر امروز تعدادی از [[پاسداران ]] شهرستان [[گرمه ]] برای عرض تبریک و تسلیت و رساندن خبر شهادت این [[شهید ]] بزرگوار به منزل پدر ایشان در شهر درق رفتند.
پدر در منزل حضور نداشت اما بهمحض ورود به منزل و دیدن چهرههای اندوهگین اعضای خانواده از آنان پرسید مگر چه خبر شده؟ اگر محمدتقی زخمی شده باشد نه از مجروحیتش ترسی دارم و نه از شهید شدنش چون یقین داشتم و میدانستم که محمدتقی شهید میشود.
حاج حسین اربابی سپس دستهای خود را رو به آسمان دراز کرد و بارها کلمات الحمدالله و سبحانالله را تکرار کرد.
پدر شهدی مدافع حرمشهید مدافع حرم
وی که از یادگاران [[دفاع مقدس ]] است و از کاروان شهدای انقلاب جامانده است در پایان بیت «چونکه مجروح شدم گفتم خدایا یا امام زمان کربلا به دلم ماند» را بیان نمود.خاطرنشان میگردد پدر شهید محمدتقی اربابی از [[جانبازان ]] دوران [[دفاع مقدس ]] است که دست چپ خود را از ناحیه مچ از دست داده است.
منبع:
http://www.takrimeshahid.ir/2016/09/11/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%80-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C/