ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید علیرضا موحدی دانش

۵۸۷ بایت حذف‌شده، ‏۱۳ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۰
/* عملیات‌های مرتبط */
بعد به [[کشور لبنان|لبنان]] رفتیم. یک شب علی دو تااز بچه‌ها را برای همراهی‌اش انتخاب کرد. تعدادی از عکس‌های [[حضرت آیت الله العظمی امام خمینی(قدس الله نفسه الزکیه)|امام خمینی (ره)]] و همین طور یک پرچم پارچه‌ای [[جمهوری اسلامی ایران|جمهوری اسلامی]] را نیز با خودش برداشت و به طرف یکی از پادگان‌های [[رژیم غاصب صهیونیستی|اسرائیل]]ی رفتند. [[رژیم غاصب صهیونیستی|اسرائیل]]ی‌ها با این اطمینان که کسی جرأت نزدیک شدن به پادگان آن‌ها را ندارد، با خیال راحت خوابیده بودند. تعداد کمی از نگهبانان از محوطه و اطراف پادگان محافظت می‌کردند. علی و بچه‌ها، با سرعت توانستند نگهبانان را خلع سلاح کنند. بعد پرچم اسرائیل را پایین آوردند و به جای آن، پرچم پارچه ای جمهوری اسلامی را بالا بردند. عکس‌های امام (ره) و پرچم‌ها را نیز روی ماشین‌ها، تانک‌ها و دیوارهای پادگان چسباندند و به سرعت ازآن جا فرار کردند. روز بعد وقتی با دوربین به آن پادگان نگاه کردیم، وحشت [[رژیم غاصب صهیونیستی|اسرائیل]]ی‌ها را از اوضاع به هم ریخته‌شان، کاملاً احساس کردیم. به علی خبر رسید که در ایران به زودی عملیاتی [1] انجام می‌گیرد. به همین دلیل تصمیم گرفت باز گردد و در عملیات شرکت کند. بانیروهای تحت امرش صحبت کرد و یکی از برادرها به نام سلمان طُرفی را به عنوان مسؤول گردان و جانشین خودش معرفی کرد. بچه‌ها همگی اعتراض کردند و گفتند: یا شما یا هیچ کس. علی میان همه‌ی کسانی که او را می‌شناختند و مخصوصاً نیروهایی که با او کار کرده بودند. محبوبیت زیادی داشت. او سعی کرد بچه‌ها را راضی کند اما آن‌ها زیر بار نمی‌رفتند و می‌گفتند: اصلاً گردان را منحل کن. بالاخره بعد از صحبت با بچه‌ها، قبول کردند و علی توانست به طرف ایران حرکت کند.<ref name="shahed" />
 
 
== عملیات‌های مرتبط ==
شهید علیرضا موحد دانش در [[عملیات والفجر 2]] در [[منطقه‌ی حاج عمران]] در حالی که فرماندهی [[تیپ ده سید الشهدا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|تیپ 10 سید الشهدا]] را برعهده داشت، ندای ملکوتی یار او را به سوی بهشت برین دعوت کرد و در تاریخ سیزدهم مرداد سال 1362 در سن 25 سالگی به بزرگ‌ترین آرزوی عاشقان رسید.<ref name="sobh" />
۵٬۰۸۰
ویرایش