ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید علمدار محمدی

۳۴ بایت اضافه‌شده، ‏۶ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۴
وصیتنامه :
شهید، علمدار مُحمّدی: خدا را شُکر می کنم که این توفیق را به من داد تا بتوانم وظیفه ی شرعی خود را -در حد توانایی ام- نسبت به اسلام و قرآن انجام دهم. اینک که عازم جنگ می باشم، در این شانزده سال عُمرَم، این لحظات را از بهترین لحظات عُمرَم می دانم و از خدا تقاضا دارم مرا در بستر نمی راند و در راه اسلام و به دست شقی ترین بندگانش بمیراند؛ این است آرزویم! از خدای خودم می خواهم به من ایمان عطا کند، تا فقط راه حسین(ع) را دنبال کنم. هدفم از اعزام به جبهه، فقط برای برانداختن کفر، ظلم و ستم است که بر مردم مسلمان این مرز و بوم وارد می شود. مکتبی را من پذیرفتم، که در آن مسؤولیت سنگینی بر دوشم احساس می کنم و باید دِینِ خود را -تا آنجا که توان دارم- به اسلام، مردم و وطنم ادا نمایم. بالاخره پس از شانزده سال زندگی -به یاری حق- به هدف خود رسیدم. هیچ چیز در زندگی جز شهادت، آرزوی من پاسدار نیست و هیچ چیزی نمی تواند گلوی تشنه ی مرا سیراب کند؛ جز شهادت! مادرم! هر وقت به یاد فرزند خود می افتی، به یاد مادرانی باش که بدن پاره پاره ی فرزندان شان را هم ندیدند. منتظر من نباشید؛ چون من نرفتم که زنده برگردم! رفتم تا با کفر مبارزه کنم و بکُشم و اگر نتوانستم، کُشته شوم. وصیت می کنم برای من اشک نریزید. به مادرم بگویید: تو نزد زینب(س) سربلند خواهی بود؛ زیرا تو هم شهید دادی. ...و تو ای پدر! ناراحت نباش؛ چون مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است. پدرم! شُکر کن که فرزند تو شهادت را انتخاب کرد. امیدوارم شما برادران و خواهران دلیرم، سلاح افتاده ی مرا برگیرید و مقابل کفر قیام کنید.۱ (۱۶۷۶۷۵۲) علمدار مُحمّدی ۰۹/۱۰/۱۳۶۳
منبع:<ref>سایت خط سرخ</ref>
پایگاه اطلاع‌رسانی سه هزار شهید استان قزوین
http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1167
==پانویس==
<references />
۷۳۱
ویرایش