وصیتنامه [[شهید حسین بور بور]]
[[بسیج]] و انجمنهای اسلامی را باید تقویت نمود؛ اینها ارکان تداوم اسلامی هستند. قدر این قهرمانان گمنام را بدانید. شب و روزشان در حال خدمت است و هیچ نظری ندارند جز رضای خدای متعال.
==زندگینامه==
شهید «حسین بوربور» ۱۰ فروردین [[۱۳۴۸]] در [[ورامین]] چشم به جهان گشود. وی با آغاز [[جنگ]] تحمیلی عازم [[جبهه]] حق علیه باطل شد و سرانجام ۲۴ دی [[۱۳۶۵]] با سمت آرپیجیزن در [[شلمچه]] به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
متن وصیتنامهای را که از این شهید والامقام به یادگار مانده است، در ادامه میخوانید:==وصیتنامه==
«ملت ما اکنون به شهادت و فداکاری خو گرفتهاند و از هیچ دشمنی و هیچ قدرتی و هیچ توطئهای هراس ندارد. هراس آن دارد که شهادت مکتب او نیست.
و اما خانوادهام، مادرم، ای که برایم رنجهای بسیاری کشیدهای مانند زینب (سلام الله علیها) در مقابل مشکلات زندگی ایستادی و مرا پرورش دادی، مرا میبخشید برایم دعا کنید، اعتراف میکنم که فرزند خوبی برایتان نبودهام؛ و حال چند سخن دارم با تو پدر عزیزم، امیدوارم که در نبود من هیچ گونه گریه و زاری انجام ندهید. من خود خوب میدانم که برای شما فرزند خوبی نبودهام، امیدوارم که بدیهای مرا با خوبیهای خودتان ببخشید، من خوب میدانم که آرزوی هر پدر و مادری است که فرزند خود را به حجله دامادی بفرستد ولیکن خدا مرا به معشوق اصلی خود رساند و حجله دامادی مرا حجله شهادت قرار داد.
امیدوارم که خداوند اجر و صبر عظیمی به شما مرحمت فرماید، به امید پیروزی رزمندگان اسلام و به امید طول عمر رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران.
وعده گاه حزب الله
صحن اباعبدالله
شهید عاشق اندر راه پیکار
چو پروانه بسوزد در ره یار
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار»
ساجد