ویرایشها
تاریخ تولد :1350/02/05
تاریخ شهادت : 1369/02/13
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا
==زندگینامه==
شهید رضا صفایی همیشه در زندگی سعی می کرد با مشکلات مبارزه کند. در همه عمرش سعی می کرد که مشکلات دیگران اعم از افراد مسن یا معلول و ... را چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ یاری رساندن در کارها. او همیشه عاشق شهادت بود و شهادت را والاترین و بهترین مقام یک انسان مبارز میدانست. همیشه آرزوی شهادت را داشت. او می گفت: اگر این مقام نصیب من شد باز خواست خداست.
در دوران انقلاب در راهپیمایی ها و اجتماعات شرکت می کرد. با مردم طوری رفتار می کرد که مبادا کسی از او برنجد. رضا فردی بود بسیار خوش رفتار، مهربان، صمیمی و بسیار مؤدب. او همیشه به ما نصیحت می کرد که با حجاب باشید. او می گفت: حجاب، سنگینی یک زن مسلمان است. حجاب یک سنگر است. او همیشه در مجالس مذهبی شرکت داشت و هنگام محرم در تاسوعا و عاشورای حسینی به عشق امام حسین (علیه السلام) سنج می زد.
شهید صفایی می گفت: دوست دارم یکی از نوکران امام حسین (علیه السلام) باشم و در راه امام حسین (علیه السلام) کشته شوم. او از سن 14 سالگی دوست داشت به جبهه برود. او می گفت: می خواهم از دین، رهبر و وطنم دفاع کنم، یا کشته شوم و یا بکشم. اگر کشته شدم که به آرزوی خود که شهادت بود رسیده ام ولی اگر کشتم که سربلند شدم.
این شهید گرامی همیشه کتاب های مذهبی می خواند و به نوار مذهبی علاقه شدیدی داشت. وقتی که افراد خانواده وارد اتاقش می شدند او جلوی پای آنها می ایستاد. دستش را در پشت مادر و پدرش می گذاشت و آنها را به بالای اتاق می برد و می گفت: شما تاج سر ما هستید پس باید بالای اتاق بنشینید و بعد همه که می نشستند او جلوی در مینشست.
رضا همیشه به برادر بزرگش می گفت: عباس جان! برادر عزیزم به جبهه برو و از اسلام و دینت دفاع کن. او با این که سن کمی داشت اما از هوش و زکاوت بالایی برخوردار بود و صحبت ها و نصیحت هایش به دل خانواده به دل می نشست.
روحش شاد و یادش گرامی باد