ویرایشها
==زندگی نامه==
مجیدی، عمرانعلی: پنجم اسفند ۱۳۴۶، [[۱۳۴۶]]، در شهر [[قزوین ]] به دنیا آمد. پدرش اسلامعلی، کارگر بود و مادرش تاجی نام داشت. تا سطح دوم در حوزه علمیه درس خواند. [[طلبه ]] بود. از سوی [[بسیج ]] در [[جبهه ]] حضور یافت. چهارم دی ۱۳۶۵، [[۱۳۶۵]]، در [[امالرصاص عراق ]] به شهادت رسید. پیکرش مدتها در منطقه [[برجا ]] ماند و سال [[۱۳۷۶ ]] پس از [[تفحص ]] در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.
==وصیت نامه==
[[شهید، عمرانعلى مجیدى]]: خدا را شُکر مى کنم که مرا نعمت حضور در [[جبهه ]] ارزانى داشت تا بتوانم در جبهه حضور یابم و -اگر توفیق بدهد- از فیض شهادت بهره مند گردم تا شاید -به این وسیله- گناهانم بخشیده شود، هر چند گناهانم فراوان و از حد بیرون است! لیکن فضل و رحمت خدا بسیار زیادتر و وسیع تر از گناهان من است که قابل مقایسه نیست. از پدر و مادر، خواهران، برادران، دوستان و آشنایان و کسانى که این سخن به گوش شان مى رسد و این نوشته را مى خوانند و مى شنوند، مى خواهم پیوسته یار و یاور امام باشند و براى سلامتى ایشان دعا کنند و راه شهیدان عزیز و بزرگوار را ادامه دهند و دعا کنند این بنده ی حقیر نیز جزو شهیدان گرانقدر محسوب شوم. پدر جان و مادر مهربان! از زحمات زیادى که برایم کشیدید، نهایت تشکر را دارم و از خداوند مى خواهم اجرى جزیل به شما عنایت فرماید. از شما خواهشمندم در فراق بنده زیاد ناراحت و افسرده نشوید و این را بدانید که فرزند، امانتى بیش نیست و خداوند هر وقت بخواهد این امانت را پس مى گیرد و نیز از شما مى خواهم در تربیت برادران و خواهرانم نهایت سعى و کوشش را داشته باشید و از این امر خطیر لحظه اى غافل نشوید. برادران و خواهران من! شما هم مرا به بزرگى خود ببخشید و براى آمرزش گناهانم دعا کنید. سعى کنید در زندگى آینده نگر باشید و هیچ وقت دست از امام بر ندارید و عمر گران را به هدر ندهید. تمامى این حرف ها را از عمق جانم مى زنم؛ نه براى سیاه کردن کاغذ! دلم مى خواهد -براى یک بار هم که شده در زندگى- به حرف هایم گوش دهید!! نظم در کارها را فراموش نکنید و به فکر فرداى خود باشید. پدر و مادر مهربانم! چه زحمت و مرارت هایى براى من کشیدید؛ ولی من فرزند خوبى برای تان نبودم. از شما مى خواهم، مرا مورد لطف خود قرار دهید و حلالم کنید و براى آمرزش گناهانم دعا نمایید. از شما و برادرانم خواستار توجه به موارد زیر هستم: - کتاب هایم را وقف کتابخانه کنید. - روى سنگ قبرم بنویسید: «وفدت على الکریم بغیرزاد»؛ که نشان دهد ما سراپا محتاج و نیازمند هستیم؛ مخصوصاً با انجام معاصى، نیاز ما بیشتر مى شود. - کتاب هایى در قم دارم؛ وقف کتابخانه ی مدرسه ی علمیه امام صادق(ع) شود. - از کلیه ی دوستان و آشنایان، برایم حلالیت بطلبید. ...و دعای خیر شما پدر و مادر! برایم فراموش نشود. از دوستان رزمنده و هم کلاسى هایم مى خواهم از دعاى خیر مرا بى نصیب نگردانند؛ شاید رحمت خدا به حرمت دعاى شما، شامل حالم شود. از همگان می خواهم پیرو بى چون و چراى امام باشند؛ لذا همه را به حرکت در چارچوب اسلام دعوت مى کنم. خدایا! با ریخته شدن خونم، گناهانم را بریز و آبرویم را نریز.۱ (۱۶۶۲۴۸۶) عمرانعلى مجیدى جمعه ۲۸/۹/۶۵
==آثار==
*دست نوشته
عزیزان من، بار دیگر شما را به پیروی بی چون و چرا از رهنمودهای [[امام ]] و رهبرعزیزمان [[رهبر]]عزیزمان و برپا داشتن نماز و حرکت در چارچوب اسلام، دعوت و سفارش می کنم. برادران و خواهران من! برای آمرزش گناهان من دعا کنید، سعی کنید در زندگی، آینده نگر باشید؛ یک موقع بیهوده اتلاف وقت نکنید و عمرگرانبها را هدر ندهید. روی سنگ قبر این بنده فقیر سراپا تقصیر بنویسید: «و فدت علی الکریم بغیرزاد» تا نشان دهنده این باشد که ما سراپا محتاج و نیازمند هستیم و مخصوصا" که با ا انجام معاصی احتیاجمان به درگاه پروردگار زیادتر شده است. [[شهید عمرانعلی مجیدی]]<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1894 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref>
==پانویس==
<references/>
== ردهها ==
{{ترتیبپیشفرض:عمران_علی_مجیدی}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان قزوین]]
[[رده: شهدای شهرستان قزوین]]