ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید محمد رضا پیله فروش

۶۵ بایت اضافه‌شده، ‏۱۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۴
==خاطرات==
مهدی کیامیری : ترکشی به خرج‌های «آرپی‌ «[[آرپی‌ جی ]] » «رضا» اصابت کرد و خرج‌ها آتش گرفت. احتمال انفجار آرپی‌ جی‌ ها خیلی زیاد بود. به هر مشقتی که بود، کوله را از پشتش باز کردیم؛ اما دست‌ها، پشت گردن و صورتش سوخته بود. برادر «کبیری » وقتی این صحنه را دید، به او گفت: «به عقب برو!» اما او قبول نکرد و با اصرار زیاد شروع به گریه‌ کردن نمود و گفت: «من شش ماه است که منتظر چنین لحظه‌ای هستم؛ حالا بگذارم و بروم؟ ... آن وقت جواب خون [[شهدا ]] را چه بدهم؟ …»   در شب سوم عملیات منتظر دستور حمله بودیم، که ناگهان چند گلوله‌ ی «خمپاره» «[[خمپاره]]» بین بچه ‌ها منفجر شد. از همه آرام‌تر مش «قاسم» بود‌، که به سوی ابدیت پرواز کرد. با نگاه به جسم بی جانش یاد قبل از عملیات و گریه‌اش در فراق دوستان هم‌رزمش افتادم، که چگونه ملتمسانه از بچه‌ها طلب دعا می‌ کرد و حالا او به آرزوی خود رسیده و دعای بچه‌ها مستجاب شده بود. در گوشه‌ای دیگر، این بار «جواد» و دیگر لاله‌های پرپر شده، دست در دست ملائک، به سوی دیار باقی می‌ شتافتند . از بین بچه‌های مجروح، برادر «اکبر دمیرچی »، با اصابت هیجده [[ترکش ]] به بدنش، هم‌چنان با روحیه موجب قوت قلب دیگران بود. «مرتضی افشار»، «حسین رسولی »، «مسعود جمشید بیگی »، «حسن محمدنژاد» و «محمد بندرچی» از جمله بیست و پنج مجروح ساعت اولیه‌ ی درگیری بودند، که به لطف الهی به سلامت به پشت جبهه انتقال یافتند .<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=2074 سایت شهدای ارتش]</ref>
 
شهداي ارتش
 
 
http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=2074
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
</gallery>
==پانویس==
<references />
۶٬۷۳۸
ویرایش