ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید حسن ایلخچی

۲۹۷ بایت حذف‌شده، ‏۱۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۸
شهید حسن ایلخچی (وحیدنیا ) فرزند سیفعلی در سال 1347/09/01 در شهر تبریز چشم به دنیا گشود شهید حسن شهیدحسن دوره ابتدا یی خود را ابتدایی خودرا در مدرسه ف ی اض فیاض و دوره راهنما یی خو ی ش راهنمایی خویش را در مدرسه شه ی د حق ی ق ی شهیدحقیقی به پا ی پای ان رسان ی د . ول ی رسانید ولی بعد از ط ی طی دوره تحص ی ل ی تحصیلی به دل ی ل دلیل علاقه خاص ی خاصی که به سازندگ ی سازندگی کشور و صنعت تراشکار ی تراشکاری و آهنگر ی آهنگری داشت از ادامه تحصیل منصرف شد و به عرصه کار رو ی روی آورد. ا ی شان ایشان در دوران نوجوان ی فرد ی متد ی ن نوجوانی فردی متدین و با ا ی مان ایمان بود و هم ی شه سع ی م ی کرد همیشه سعی میکرد در کنار کار به مسائل مذهب ی مذهبی و د ی ن ی دینی و شرکت در ه ی ئت ها ی حس ی ن ی درهیئت های حسینی و مساجد محله مساجدمحله مبادرت نما ی د نماید . ا ی شان ایشان در اوا ی ل اوایل دوران جنگ تحم ی ل ی امادگ ی تحمیلی امادگی خود را برا ی برای حضور در ا ی ن م ی دان این میدان مقدس جنگ اعلام نمود. ول ی ولی به دل ی ل پا یی ن دلیل پایین بودن سن و همچن ی ن همچنین حضور برادر بزرگ ا ی شان ایشان در جبهه ها ی های حق عل ی ه علیه باطل با مخالفت خانواده مواجه شد. شه ی د ا ی لخچ ی شهیدایلخچی با وجود مخالفت خانواده به حضور در جبهه علاقه زیاد ی زیادی نشان م ی داد میداد تا ا ی نکه اینکه توانست پ ی ش پیش از موعد سن قانون ی موئدسن قانونی به خدمت سرباز ی سربازی اعزام شود و را ی رای خانواده را نسبت به حضور خود در جبهه تغ یی ر تغییر دهد. شه ی د ا ی لخچ ی شهیدایلخچی در ط ی طی زمان حضور خود در جبهه مقدس و ب ی ن بین هم رزمانش ی ک ی یکی از با اخلاق تر ی ن ترین و منظم تر ی ن ترین در نوع خود بود و هم ی شه همیشه در نامه ها ی ارسال ی های ارسالی خود به دعا کردن رزمندگان تاک ی د م ی کردتاکید میکرد. ا ی شان ایشان در سال 1367 در ی ک ی یکی از عمل ی ات ها ی جنگ ی ش ی م ی ا یی عملیاتهای جنگی شیمیایی شده بودند. پس از مداوا ی جزئ ی برا ی همراه ی مداوای جزئی برای همراهی کردن همرزمان خود به منطقه بازگشت و در آخر ی ن روزها ی آخرین روزهای جنگ تحم ی ل ی تحمیلی که قطعنامه صادر گرد ی د صادرگردید به دست مزدوران منافق ی ن منافقین در عمل ی ات م ی ثاق عملیات میثاق با اصابت تر کش ترکش خمپاره از ناح ی ه س ی نه ناحیه سینه و سر در تار ی خ تاریخ 1367/04/30 به درجه رف ی ع رفیع شهادت نائل گرد ی د گردید .
گویی به ایشان الهام شده بود که شهید خواهد شد چنانکه در آخرین نامه خود به خانواده اش که با نامه های قبلی تفاوت بسیاری داشت مینویسد پدر، مادر، برادران و خواهران حلالم کنید و نیز در آخر نامه خود تاکید به اینکه هرچه زودتر جواب نامه را بفرستید
داشت. اما متاسفانه یک روز بعد شهادتش، نامه به دست خانواده اش رسیده بود.
گو یی به ا ی شان الهام شده بود که شه ی د خواهد شد چنانکه در آخر ی ن نامه خود به خانواده اش که با نامه ها ی قبل ی تفاوت بس ی ار ی داشت م ی نو ی سد پدر، مادر، برادران و خواهران حلالم کن ی د و ن ی ز در آخر نامه خود تاک ی د به ا ی نکه هرچه زودتر جواب نامه را بفرست ی د داشت. اما متاسفا نه ی ک روز بعد شهادتش، نامه به دست خانواده اش رس ی ده بود. روحشان شاد و راهشان شادوراهشان جاودانه باد . 
==وصیت نامه==
بسمه تعالی
اشهدوان لا اله الا الله اشهدو ان محمدرسول الله (ص) اشهدو ان علی ولی الله
اشهدوان لا اله الا الله اشهد و ان محمدرسول الله (ص) اشهدو ان عل ی ول ی الله  رفتن چه ز ی باست زیباست رفتن و چه سخت است ماندن*** چه سرود ز ی باست سرود رفتن زیباست سرودرفتن را سرودن و در کنار ودرکنار آن ز ی ستن  السلام و عل ی ک ی ا صاحب الزمان و عل ی نائبک الامام الخم ی ن یزیستن
السلام و علیک یا صاحب الزمان و علی نائبک الامام الخمینی
چند سطر ی ب ی شتر برا ی وص ی ت سطری بیشتر برای وصیت کردن ندارم. از آنچه م ی توانم برا ی تان وص ی ت میتوانم برایتان وصیت کنم باورها ی درون ی و ا ی مان قو ی م ی باورهای درونی وایمان قوی می باشد که به خدا ی خدای خودم دارم ا ی ن زمان ی این زمانی است که من در م ی ان درمیان شما عز ی زان عز ی زتر از عزیزان عزیزتراز جانم ن ی ستم ول ی نیستم ولی به عنوان ی ک یک خاطره م ی ان میان شما خواهم بود. بزرگتر ی ن بزرگترین افتخار برا ی برای من ا ی ن این است که خدا ی کر ی م خدای کریم و متعال ا ی ن تطف این لطف را بر من برمن داشته باشد تا با نام شه ی د در ی اد شهید دریاد و خاطر شما زنده و سربلند در پ ی ش پیش عشقم، روحم، پ ی ش کس ی پیش کسی که عاشقانه راهش را م ی پ ی مودم می پیمودم (سالار شه ی دان شهیدان ) باشم و ام ی دوارم امیدوارم با رفتن ما م ی هن عز ی زمان میهن عزیزمان از دست دشمنان و متجاوزان در امان باشد. وص ی ت م ی وصیت می کنم حافظ آرمان ها ی گرانبها ی آرمانهای گرانبهای انقلاب و خون همه شه ی دان شهیدان و م ی هن عز ی زمان باش ی د میهن عزیزمان باشید .
خدایا تو را به تورابه جان مهدی تا نقلاب مهد ی تاانقلاب مهدی از وطن عز ی زم عزیزمان محافظت بفرما
منبع: سایت شهدای ارتش
۲٬۹۹۷
ویرایش