ویرایشها
ویرایش [[Special:Contributions/Bahrakani98|Bahrakani98]] ([[User talk:Bahrakani98|بحث]]) به آخرین تغییری که [[User:Rajabi98|Rajabi98]] انجام داده بود واگردانده شد
به یاد دارم فرزندم احمد در تومی در زمان انقلاب بسیار کوجک بود ولی در راهپیمایی ها و پخش اعلامیه شرکت می کرد . یک روز وارد خانه شد دیدم چند برگه ای در دست دارد . به من گفت : مادر جان برای شما عکس امام را آوردم تا آن را قاب بگیرم و در خانه نصب کنم . به ایشان گفتم : چرا این کار را کردی ؟ اگر ماموران شاه تو را می گرفتند چه کار می کردی ؟ ولی ایشان با خونسردی گفت : مادر جان تا وقتی خدا است هیچ اتفاقی نمی افتد وخیلی با شهامت و شجاع بود .
ِیک روز که در خانه نشسته بودِیم فرزندم احمد درتومِی وارد خانه شد . دِیدم در دستش قاب عکسِی است . به او گفتم : قاب عکس چه کسِی در دستتت است ؟ گفت : مادر جان اِین عکس خودم هست . آن را بزرگ کردم تا بعد از اِینکه به شهادت رسِیدم به زحمت نِیافتِید و از کارهاِیتان عقب نمِی مانِید . اِین عکس را براِی تشِیع جنازه ام گرفتم . تا آخر خداوند شهادت را نصِیبم کرد شما به زحمت نِیافتِید .<ref>[[ منبع: سایت یاران رضا http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8680|سایت یاران رضا]]</ref>==پانویس==<references />