ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید صفر علی اشراقی

۱۹ بایت اضافه‌شده، ‏۱۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۱۴
بعد از انقلاب، در جلسات انقلابي شرکت داشت و در مسجد جامع روستا که سنگر است فعاليت هاي خود را انجام مي داد، از روزي که عازم خدمت نظام وظيفه شد و جنا زه شهدا را مي ديد، از خدا درخواست شهادت مي کرد و چند مرتبه مادرش که علاقه به يگانه فرزند خود داشت به او مي گفت: پسرجان، من غير از تو كسي را ندارم و مي گفت : مادر، خون من از بقيه شهدا رنگين تر نيست، بايد براي حفظ اسلام و وطن ما جوان ها جان فشاني کنيم .
هفته آخر که مرخصي گرفته بود و از [[سوسنگرد]] به ديدن پدر و مادرش آمد، چند روزي به چيدن محصولات، به پدر کمک کرد و هنوز چند روزي از مرخصي او باقيمانده بود كه در تاريخ، 8 خرداد، يک روز صبح از خواب بيدار شد و حرکت کرد، گفت : خوابي ديدم و بايد بروم که هر چه اصرار کرديم چه خوابي ديدي؟ نگفت و با نهايت عجله، با صورت خندان حركت كرد و به سوسنگرد رسيد و روز 23 خرداد در جبهه حق عليه کفر [[صدام]] به درجه رفيع شهادت نائل گرديد .
  پانویس:راوی عليرضا اشراقي پدر شهيدمنبع: .<ref>سایت شهدای ارتش</ref>==پانویس== <references />
۶٬۷۳۸
ویرایش