ویرایشها
پانویس
متن کامل خاطره
یک شب من خواب دیدم که علی برگشته ولی از پدرش خبری نیست. صبح که از خواب بیدار شدم به دوستان گفتم: حسن به شهادت رسیده و پسرش علی هم برمی گردد. بعد از یک هفته دیدم که یک نامه ای از هلال احمر آمد که علی در اسارت است و ایشان در نامه خودش به صورت رمزی اشاره کرده بود که پدرش هم به شهادت رسیده است.سمنبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15259سایت یاران رضا]</ref> ==پانویس==<references />