یادمان اروندرود والفجر8
اروند به معنی تیز و تندرو و در دوره باستان به تمام طول رود دجله و اروندرود امروزی گفته میشد. اگر اروند را با تلفظ «او ـ روند» بخوانیم و به معنی آب رونده است. تا سه هزار سال پیش از میلاد مسیح (ع)، اروندرود وجود نداشت و رودخانههای دجله، فرات و کارون جداگانه به دریا میریختند. با سقوط ساسانیان و به دلیل عدم مراقبت، سدها شکسته شد و دو رودخانه دجله و فرات در القرنه به هم پیوستند و اروندرود را تشکیل دادند.
هم اکنون 81 کیلومتر از 175 کیلومتر طول اروندرود ـ از محل پیوستن نهر خین به این رودخانه تا مصب آن در خلیج فارس ـ مرز مشترک ایران و عراق محسوب میشود. عرض اروندرود بین 500 تا 1000 متر و عمق آن بین نه تا پانزده متر در نوسان است و هنگام جزر و مد آب، تغییر مییابد ودر عین حال برای کشتیرانی مناسب است. اروندرود را به علت جزر و مدها و نوع جریانش (جریان آرام بر سطح و جریان سریع و متلاطم در عمق) رودخانه وحشی نیز مینامند.
آب اروندرود از رودخانههای دجله و فرات که از ترکیه سرچشمه میگیرند و از رودخانههای کارون، کرخه، زاب بزرگ، زاب کوچک، دیاله، بکور، سیروان و الوند که همگی از ایران سرچشمه میگیرند، تأمین میشود واز نظر حجم، 67 درصد آب اروندرود از ایران تأمین میشود. پوشش ساحلی اروندرود پوششی از «چولان» (بوتههای بلند) و «نی» است و عمق نخلستانهای آن بین دو تا پنج کیلومتر متغیر است و به وسیلهی کانال و نهرهای مصنوعی عمود بر اروندرود، در حالت مَد آبیاری میشوند. بصره، خرمشهر، آبادان، خسرو آباد و فاو از جمله بندرهای مهم این آبراه هستند و که نقش چشمگیری در رونق تجارت و بازرگانی منطقه دارند.
از آغاز تشکیل کشور عراق در پایان جنگ جهانی اول، همواره ادعاهای غیر حقوقی این کشور بر مالکیت کامل اروندرود، از مباحث اصلی اختلافات مرزی ایران و عراق بود که سرانجام بر اساس معاهده 1975 الجزایر، ژرفگاه (خطالقعر و یا خط تالوگ) رودخانه به عنوان خط مرزی تعیین شد.
یکی از اهداف رژیم بعثی عراق در هجوم سراسری به ایران، حاکمیت مطلق بر اروندرود و انتقال مرزهایش به ساحل شرقی این رودخانه بود. در خرداد 1358 دولت عراق با اعزام ناوچههای گشتزنی شروع به تقویت پاسگاههای مرزی خود در ساحل اروندرود نمود و بالگردهای آن کشور بر فراز اروندرود به پرواز درآمدند.
با شروع جنگ تحمیلی اروندرود به سبب عریض بودن و تأثیرات ناشی از جزر و مد خلیج فارس بر این رودخانه ـ که هر گونه عملیات نظامی را با محدودیت مواجه میساخت ـ مورد توجه نیروهای نظامی دو کشور ایران و عراق قرار نگرفت و فقط دو کشور با آتش توپخانه به تأسیسات نظامی وغیر نظامی مستقر در ساحل دو طرف اروندرود آسیب میزدند. در دومین ماه جنگ، ارتش عراق در حالی که از سواحل جنوبی این رودخانه، آبادان را میکوبید، از سمت شمال این شهر پیش روی کرد و در 9/8/1359 با عبور از بهمنشیر به نزدیکی اروندرود رسید. دشمن سعی داشت با پیشروی از جاده خسروآباد تا شهر اروندکنار در اراضی شمالی این رودخانه استقرار یافته و بر آن تسلط کامل یابد، لیکن با مقابله مدافعان آبادان، عقب رانده شد، در عملیات والفجر8 و به دنبال موفقیت رزمندگان در عبور از اروندرود، برای بهبود تردد و افزایش توانایی انتقال رزمندگان به آن سوی اروندرود، پلسازی بر روی رودخانه مورد توجه و تأکید قرار گرفت.
با پایان جنگ و به رسمیت شناختن دوبارهی قرارداد 1975 الجزایر توسط عراق، اروندرود دیگر بار حیات خویش را بازیافت هر چند که به علت انباشته شدن از گل و لای و لاشههای کشتیهای غرق شده قابلیت کشتیرانی کشتیهای بزرگ تجاری را تا حدی از دست داده بود.
کتاب اطلس جغرافیای حماسی، ص78 - 79
معرفی
اروندرود یا شط العرب رودخانه پهناوری است در جنوب غربی ایران و در مرز ایران و عراق که از هم ریزش رود های دجله، فرات و سپس کارون پدید آمده است. دجله و فرات پیش از پیوستن به کارون در شهر قرنه در ۳۷۵ کیلومتری جنوب بغداد به هم میپیوندند. درازای اروندرود از قرنه تا ریزشگاه آن در خلیج فارس ۱۹۰ کیلومتر است. ریزشگاه اروندرود در میان شهر ایرانی اروندکنار و شهر عراقی فاو است.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF
اروندرود یکی از عریضترین رود های قابل کشتی رانی دنیا به شمار میرود که هر چه رو به جنوب میرود پهنتر و عمیقتر میشود.
موقعیت استراتژیکی و تجاری اروندرود موجب شده تا از سده های پیشین، این رود مورد منازعه دولت ایران و عثمانی قرار گیرد. کشف نفت در خانقین و بعد در خوزستان اهمیت اروندرود را مضاعف ساخت. اگر پیش از کشف نفت، دو دولت همسایه و ذینفع ایران و عثمانی به دلیل دسترسی به خلیج فارس که از طریق بندر بصره بر سر آن اختلاف داشتند و در قرارداد های بین دو دولت مثل ارز روم مورد توجه واقع گردیده بود، با کشف نفت و تضعیف عثمانی قدرتهای بزرگ یعنی انگلیس و روسیه نیز به مداخله در آن همت گماشتند. البته دخالت روسیه، مداخله مستقیم نبوده بلکه به دلیل اشتراک منافع با انگلستان، از آن به عنوان وجهالمصالحه بهره میگرفت.
روزنامه رسالت، شماره 6866 به تاریخ 11/9/88، صفحه 9 (تاریخ)
اروندرود برگرفته از سایت مگ ایران بخش روزنامه رسالت به لینک زیر
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1996827
- شهدای مرتبط با یادمان اروندرود (والفجر 8)
در این عملیات سه تن از سرداران سپاه به نامهای رضا امانی، محمد اثری نژاد و رضا چراغی به شهادت رسیدند.
برگرفته از کتاب سرزمین مقدس، ص 249
- عملیاتهای مرتبط با یادمان اروندرود (والفجر 8)
در زمان جنگ ایران و عراق عملیات والفجر 8 با گذشتن از این رود به وقوع پیوست.
- امکانات رفاهی اروندرود ـ یادمان عملیات والفجر 8
یادمان در 8 کیلومتری جاده اصلی آبادان ـ اروندکنار و در نزدیکی شهر اروندکنار قرار دارد و کل مسیر دسترسی به آن آسفالت می باشد.
یادمان دارای محوطه وسیعی بوده که در آن پارکینگ، سالن سینما و چند سرویس تعبیه گردیده است و در ایام اردوهای راهیان نور (اسفند و فروردین) اورژانس و هلال احمر و مرکز مخابرات نیز در آن مستقر می گردد ، علاوه بر آن فروشندگان محلی اقدام به برپایی دکه ها ، مغازه ها وگاری و... در اطراف یادمان می کنند.
خاطرات مرتبط با یادمان اروندرود (والفجر 8)
- عملیات در اروندرود
اولین گام برای اجرای عملیات، شناسایی مواضع عراقیها در آن سوی اروند بود؛ ولی مشکلات زیادی برای این کار وجود داشت.
مهمترین آن عبور از اروند بود، همان مانعی که به سبب وجود آن دشمن خیالش آسوده و اجرای عملیات را ناممکن و یا شکست خورده میدانست. علاوه بر این مانع که به تنهایی کافی بود، استحکامات و موانع مصنوعی عراق هم وجود داشت. اما فرماندهان تصمیم قاطعی برای عملیات گرفته بودند که مهمترین بخش مقدماتی آن آموزش نیرو های شناسایی و غواص بود.
عناصر شناسایی، پس از گذراندن دوره های سخت و طاقتفرسای غواصی، وارد عملیات شناسایی شدند. این رزمندگان باید در شب، با عبور از عرض 600 تا 1500 متری اروند، وارد منطقه عراقیها میشدند؛ سپس با عبور از موانع به شناسایی میپرداختند.
یکی از خاطرات زیبای شناسایی، مربوط به کریم حرمتی (رزمنده ای که قبلاً روی مین رفته و پایش میلنگید) بود. او از مسئولین لشکر عاشورا بود که شناسایی جدی از اروند را تازه شروع کرده بود؛ اما انبوه تجهیزات دشمن در منطقه، مسئله ساز شده بود. نیروها با دیدن ابهت اروند و عظمت کار دچار دلهره و ترس شده بودند.
کریم نزدیک ظهر به منطقه رسید. فتحی، مسئول واحد اطلاعات به او فهماند که قضیه از چه قرار است. کریم با همان لبخند همیشگی گفت: این که مشکلی نیست. همین امشب خودم میروم شناسایی.
خیلیها حرف او را به شوخی گرفتند، آن هم با مجروحیتهای پی در پی کریم در یک سال اخیر. اما فتحی، کریم را خوب میشناخت؛ بنابراین، فقط به او گفت که بقیه بچهها خیلی آموزش دیدهاند، با این همه نتوانستند خوب جلو بروند. کریم در پاسخ گفت: این که چیزی نیست! من امروز آموزش میبینم.
خلاصه همان روز کریم، یکی دو ساعت داخل یکی از نهرها آموزش غواصی دید و تمرین کرد و شب، با یکی از بچه های اطلاعات به شناسایی رفت. آنها، خورشیدیها و سیم خاردار های دشمن را که مقابل سیل بند و داخل آب ایجاد شده بود، پشت سرگذاشتند و مواضع عراقیها را شناساییِ خوبی کردند. بعد هم سلامت به مقر برگشتند. از فردای آن روز، نیرو های اطلاعات از کار کریم قوت گرفتند و کارشان را با جدیت و سرعت بیشتری پی گیری کردند.
- بیرق رضوی
مرتضی قربانی فرمانده لشکر 25 کربلا در سنگر خود به فکر فرو رفته بود. سنگر در این لحظات کمی شلوغ شده بود. در همین هنگام، یکی از راه رسید و مستقیم وارد سنگر شد. با عجله نزد مرتضی قربانی رفت و بسته ای به او داد. مرتضی بسته را گرفت. تازه وارد گفت: این را آقا محسن ـفرمانده وقت سپاه داد تا به شما برسانم.
مرتضی با آرامش مشغول باز کردن بسته شد. در همین حال، بوی معطری در فضای سنگر پیچید. همه توجهشان به بسته جلب شد تا ببینند داخل آن بسته چیست. فرمانده لشکر، پرچم سبز رنگی را از داخل آن بیرون کشید. همه دور پرچم حلقه زدند و آن را روی زمین سنگر پهن کردند. مرتضی داخل بسته را نگاه کرد. متوجه نامه فرمانده سپاه شد. آن را باز کرد: "این پرچم، پرچم گنبد امام رضا(ع) است. این امانت به دست شما سپرده میشود تا برفراز بلندترین مناره شهر فاو نصب کنید."
مرتضی قربانی در حالی که منقلب شده و اشک در چشمانش حلقه زده بود، برای حاضرین ماجرا را توضیح داد. بعد پرچم را به دست یک رزمنده روحانی داد تا صبح زود بعد، آن را در شهر فاو به اهتزاز در آورد. دیگران که تازه متوجه اصل ماجرا شده بودند، گریه کنان دست به پرچم کشیدند و سر و صورت خود را متبرک کردند.
سرانجام در ساعت 22 و 10 دقیقهی 20 بهمن 1364، محسن رضایی از سوی قرارگاه خاتمالانبیاء فرمان حمله را صادر کرد.
"بسم الله الرحمن الرحیم. و لاحول و لاقوة الا بالله و العلی العظیم و قاتلوهم حتی لا تکون فتنۀ. یا فاطمۀ الزهرا، یا فاطمۀ الزهرا، یا فاطمۀ الزهرا. امروز روزی است که هفت سال پیش در چنین زمانی امام خمینی فرمان داد حکومت نظامی باید لغو شود(اشاره به 21بهمن1357) شما برادران نیز حکومت نظامی صدام را لغو کنید و انشاءالله بریزید توی شهر و روستا و حکومت نظامی را به هم بریزید."
منابع: کتاب سرزمین مقدس، موسسه روایت سیره شهدا، ص 235
راهیان نور1، ص27- 25، نبرد فاو، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص69- 67
- طناب وصل
پس از سخنرانی مهیّج و عارفانه حاج حسین، دلاوران غواص در کنار اروند به صف پشت سر هم میایستند. فرمانده، طناب بلندی را میآورد و برای اینکه از هم جدا نشوند، هر کدام به فاصله تقریباً یک متر طناب را محکم به کمر خود میبندند. طبق مقررات باید اولین نفری که در سر صف قرار دارد سر طناب را به خود ببندد و به همین ترتیب نفرات بعدی، اما این شهید بزرگوار «تازیکه» است که حدود چهار پنج متر از طناب را رها کرده و بعد آن را به خود میبندد. فرمانده پس از اینکه قضیّه را متوجه میشود با حالت تندی او را مورد مؤاخذه قرار داده و میگوید:
این چه کاری است؟ چرا مقداری از طناب رهاست؟
اما شهید «تازیکه» چیزی نمیگوید. برای بار دوم فرمانده سؤال خود را تکرار میکند و این بار هم شهید «تازیکه» است که با چشمانی اشک بار و یک دنیا اطمینان لب به سخن میگشاید:
"آخر جناب فرمانده! مگر ما بی صاحب هستیم؟ من سر این طناب را به دست صاحبمان «حجت بن الحسن(عج)» سپردهام تا او خودش ما را هدایت کند" و اتفاقاً بعد از این توکل و اعتماد به آقا امام زمان(عج) تمامی غواصها بدون تلفات از آب خروشان اروند گذشته و سالم به آن طرف میرسند، اما شهید «تازیکه» در مراحل بعدی عملیات به دیدار محبوب میشتابد.
منابع: کتاب سرزمین مقدس، موسسه روایت سیره شهدا، ص 236
.