شهید حسنعلی اشکستان پور

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
حسن علی اشکستان پور
Hasanali-ashkestanpour.JPG
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد 1337/09/01
شهادت 1361/01/07


شهید حسن علی اشکستان پور تاریخ تولد : 1337/09/01 تاریخ شهادت : 1361/01/07


زندگینامه

شهید حسنعلی اشکستان پور فرزند حاج نصرالله، در تهران در محله چیذر در تاریخ، 1337/9/1 متولد شد . وی پس از گذراندن دوران کودکی و نوجوانی و سپس گرفتن دیپلم در راهپیمایی های قبل از انقلاب حضور فعال داشت و در بسیج مسجد صاحب الامر (عج) چیذر فعالیت چشمگیری داشت، وی در دانشگاه قبول شد و موفق شد در رشته حسابداری لیسانس بگیرد. وی از لحظه لحظه عمر خود بهترین استفاده ها را می کرد، در اوقات فراغت نقاشی می کشید، گاهی برای انجام کارهای لوله کشی به سرکار می رفت . وی در عملیات فتح المبین در تاریخ، 1361/1/4 در حالی که خط شکن بود بر اثر قطع شدن یک پا از ناحیه ی لگن به درجه رفیع شهادت نائل آمد . مزار این شهید بزرگوار در گلزار شهدا ی چیذر واقع شده است.

وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم سلام بر حسب این كه بر هر مسلمانى واجب است كه در زمان حیات خود وصیت نامه داشته باشد من هم به نوبه خود وصیت مى كنم. خدایا خداوندا، بر محمد و آل محمد درود مى فرستم كه او فرستاده بر حق توست كه ما را از سیاهى و كارهاى نادرست باز داشت و به ما چگونه زیستن را آموخت و شكر و سپاس تو را كه در سیاهی هاى رژیم پلید دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهى به ما امامى ارزانى داشتى كه با رهبرى او خویشتن را باز شناسیم و اكنون میان لحظات حساس زندگى خویش كه كفار براى نابودى دین، بر خاك مقدس ما هجوم آورده اند و ما در جنگ با دنیاى كفر براى احیاء دین خود هستیم. به شرافت سربازى خود سوگند خوردم كه تا زنده ام این جنگ را نمى توانم تحمل كنم كه ما جوانان مسلمان ایران باشیم و مملكتمان در تاخت و تاز كفار و یهود باشد، من در صورتى كه مى دانم در جبهه ، مردن و زخمى شدن، معلول شدن و شهید شدن هست با آغوش باز سختى ها و مشقت ها را در راه اعتلاى اسلام به رهبرى امام خمینى تا ظهور امام زمان(عج) پذیرا هستم، در این راه از هیچ كوششى فرو گذار نخواهم بود . خدایا به ما تزكیه در نفس، و ایمان همراه با عمل و شناخت بده و از سر تقصیر و گناهان ما در گذر و به ما توانایى را براى اجرای احكامت اعطا نما، اگر در این راه مقدس به فیض شهادت نائل آمدم وصى خودم را پسرم قرار مى دهم و از او مى خواهم به وصیتم عمل كند، در زندگى چیزی هست كه هیچ انسانى را از آن گریزى نیست و آن مرگ است. انسان به منزله رهگذرى است و دنیا درختى كه سایه افكنده و انسان از زیر سایه این درخت اگر خود نرود او را می برند، پس چه بهتر كه این رفتن را خود انتخاب كند و نه به او تحمیل شود. حدیثى نقل شده از پیغمبراكرم(ص) كه خداوند می فرماید: كسى كه طلب كند مرا، مى یابد و كسى كه مرا بیابد می شناسد من را، و كسى كه بشناسد عاشقم مى شود و كسى كه عاشق من شد من هم عاشق او می شوم، كسى را كه من عاشق شدم او را مى كشم و كسى را كه من بكشم خونبهایش را می دهم. آرى رفتن من غم نیست كه برایم بگریید زیرا كه این گونه رفتن را خود برگزیده ام، اگر بدنم بدستتان رسید آن را در بهشت زهرا ، كنار قبر شهیدان انقلاب دفن كنید، برایم مراسم بسیار كم خرج برگزار كنید كه امامم این گونه فرموده: با صداى بلند به مردم بگویید هر كس كه به امام و جمهورى اسلامى اعتقاد ندارد در مراسم من حق ندارد شركت كند. از همسرم مى خواهم با جوانى متعهد، مسلمان، پیرو خط امام و معتقد به ولایت فقیه ازدواج كند، امیدوارم موفق باشد و در امور مربوط به همسرم پدرم وصى است كه به صورت اسلامى رفتار كند. پدر و مادر، برادران و خواهرم را و دیگران را وصیت مى كنم به تقوا و حسن عمل و پیروی از امام، فكر مى كنم به كسى بدهكار نیستم در بقیه امور به صورت اسلامى رفتار كنید . مادر در شب زفاف عروست این تفنگ زیبا و دوست داشتنى را در بغل گرفتم و به این حجله گلین به كوچه، نقل هاى سرخ بر سرم می ریختند بر سر من و خونم نظر كنید، تنها به جرم پیروى از امام و دفاع از انقلاب خونم را ریختند و اى دشمن بدان كه به خدا سوگند تا ظهور حضرت مهدى(عج) و اجراى صد در صد احكام خدا، اگر هر روز مرا بكشید و باز به امر خدا زنده شوم باز دست از مبارزه بر نخواهم داشت. دیگر منتظر آمدنم به مرخصى را نباشید، دیگر برایتان نامه نمى نویسم و تلفن نمى زنم زیرا كه مرا همه جا مى بینید. خداحافظ اشكستان پور[۱]

پانویس

  1. منبع سایت شهدای ارتش


رده‌ها