شهید فرامرز کمترین
تاریخ تولد : 1338/02/31
تاریخ شهادت : 1365/10/26
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :نامشخص
زندگی نامه
شهید فرامرز كمترین فرزند رضا كمترین و شهین دادمحمدی در تاریخ 1338/02/31 در دامان خانواده ای متدین و مستضعف در شهر سرخس دیده به جهان گشود. او در سن 2 سالگی پدرش را از دست داد و از آنجایی كه مادرش توانایی مالی لازم در جهت نگهداری از او را نداشت پدربزرگش سرپرستی او را به عهده گرفت و از آن زمان به بعد با پدربزرگ و مادر بزرگش در روستای ساوركلاته از توابع علی آباد كتول زندگی می كردند.او از همان دوران كودكی مجبور بود كار كند و به خاطر كار زیاد نتوانست به مدرسه برود و بدین ترتیب از دنیای علم و تحصیل بازماند و كار كشاورزی و چوپانی را در پیش گرفت. او در تمام طول سالهای زندگی خود به سختی كار كرد تا بتواند مخارج زندگی اش را تامین كند و تشكیل خانواده دهد. از جمله ویژگی های اخلاقی ایشان صبر و تحمل زیاد و استقامتی بود كه در برابر مشكلات داشت و همیشه باتوكل به خداوند و سعی و تلاش زیاد مشكلات را برطرف می كرد و در تمام اوقات به یاد خداوند بود. با اینكه فردی شوخ طبع بود و هم ی شه خنده بر لب داشت حت ی در زمانی كه می خندید ذكر لا اله الا الله و الله اكبر بر لبانش جاری بود و این كار او بیانگر این مطلب بود كه حتی در شادی هایش هم از یاد خداوند غافل نبود. او در دوران انقلاب نیز در فعالیت های سیاسی حضور داشت و با راهپیمایی و تظاهرات و شعارهای مرگ بر شاه مخالفت خود را علیه رژیم حاكم نشان می داد. شهید كمترین در سن 20 سالگی باهمسری فداكار ازدواج كرد و بعد از 7 سال زندگی مشترك صاحب فرزند دختری شدند. فرزند ایشان 4 ماهه بود كه به جهت لبیک گفتن به ندای امام امت از طریق سپاه پاسداران علی آباد كتول در تاریخ 1365/08/27 به عنوان پاسدار مشمول به جبهه ها ی نبرد حق علیه باطل رهسپار شد و در جبهه در گروه امداد و نجات فعالیت می كرد. بعد از 2 ماه حضور درجبهه در عملیات كربلا 5 زمان ی كه داشت شهدا و مجروحین را سوار ماشین می كرد تا آنها را از منطقه دور كند در همان حین دستش زخمی شد و چون حال مجروحین بسیار بد بود ایشان گفتند كه مجروحین را به عقب انتقال دهند و من با ماشین بعدی می ایم.در همان زمان خمپاره ای در آن منطقه می خورد و در اثر اصابت تركش به سرایشان در تاریخ 1365/10/29 در شلمچه به شهادت می رسد و به این ترتیب فرزند 6 ماهه اش را برای همیشه ترك گفت و به سوی حق شتافت. پیكرایشان طبق در خواست پدر بزرگش به زادگاهش انتقال داده شد و در گلزار شهدای سرخس به خاك سپرده شد.[۱]