rId4{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = مهدیکاشی پور محمدی |تصویر =مهدیکاشی پور محمدی.jpg|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد =[[مشهد]]|شهادت = [[1362/03/06]]|وفات = |مرگ = |محل دفن =[[بهشترضا]]|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمتها =[[جهادگر]]|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]|نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات =|تخصصها = |شغل = |خانواده = نام پدر:علی}}
کد شهید : 6220097
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : جهادگر
گلزار : بهشت رضا
گلزار : بهشترضا ==خاطرات ایثار و فداکاری موضوع : ايثار و فداکاري راوی : علی اکبر تناکی متن کامل خاطره در طی اولین سفری که به منطقه رفته بودم، با چهره ای نورانی شهید کاشی پور آشنا شدم . او میان جمعی در بهشت آباد نشسته بود و من از وی پرسیدم که آنجا چه می کند . گفت : « هر کاری که پیش آید !» گفتم : الان چه می کنی؟ گفت : یک کلاه سفید دارم و شبها با آن به خط جاده سازی می روم و به راننده ها که به دلیل تاریکی شب دید کافی ندارند ، علامت می دهم تا منحرف نشوند . او مشهور بود به « آچار فرانسه » از شاگردی ماشین شروع کرد و تمام فنون مربوطه به مهندسی رزمی، لودر بولدوزر، گریدر و ... را آموخت و در نهایت هم به عنوان رابط خط عمل می کرد . هر کاری که روی زمین می ماند این مرد خدا آن را انجام می داد و عاقبت مزدش را گرفت . او می گفت : « خدایا از ابتدای جنگ خدمت می کنم، آیا تاکنون به آن حد خدمت نکرده ام که به من مزد شهادت عطا کنی ؟ تلاش و پشتکار موضوع : تلاش و پشتکار راوی : علی اکبر تناکی==
متن کامل خاطره* موضوع : ايثار و فداکاري
در طی اولین سفری که به منطقه رفته بودم، با چهره ای نورانی [[شهید کاشی پور]] آشنا شدم. او میان جمعی در بهشت آباد نشسته بود و من از وی پرسیدم که آنجا چه می کند. گفت: « هر کاری که پیش آید !» گفتم: الان چه می کنی؟ گفت: یک کلاه سفید دارم و شبها با آن به خط جاده سازی می روم و به راننده ها که به دلیل تاریکی شب دید کافی ندارند، علامت می دهم تا منحرف نشوند. او مشهور بود به « آچار فرانسه » از شاگردی ماشین شروع کرد و تمام فنون مربوطه به مهندسی رزمی، لودر بولدوزر، گریدر و ... را آموخت و در نهایت هم به عنوان رابط خط عمل می کرد. هر کاری که روی زمین می ماند این مرد خدا آن را انجام می داد و عاقبت مزدش را گرفت. او می گفت: « خدایا از ابتدای جنگ خدمت می کنم، آیا تاکنون به آن حد خدمت نکرده ام که به من مزد [[شهادت]] عطا کنی؟ راوی : علی اکبر تناکی
یک دستگاه لودر گرفتیم که راننده اش برادر کاشی بود توسط همین لودر که در منطقه مستقر شده بود کلی از مراجعاتی که می شد چه از سپاه * موضوع : تلاش و چه از نیروهای دیگر جوابگو بودیم شاید تا شعاع بین 20 کیلومتر شبانه روز این لودر سرویس می داد در طی کمتر از 10 روز ایشان کلی از کارهای مهندسی از قبیل خاکریز و حفر سنگر را انجام داد و جوابگوی نیاز برادران سپاه و ارتشی بود در طی 10 روز این لودر شاید کمتر از 10 ساعت خاموش بود آن هم صرفا برای سرویس .پشتکار
منبع سایتیک دستگاه لودر گرفتیم که راننده اش برادر کاشی بود توسط همین لودر که در منطقه مستقر شده بود کلی از مراجعاتی که می شد چه از [[سپاه]] و چه از نیروهای دیگر جوابگو بودیم شاید تا شعاع بین 20 کیلومتر شبانه روز این لودر سرویس می داد در طی کمتر از 10 روز ایشان کلی از کارهای مهندسی از قبیل خاکریز و حفر سنگر را انجام داد و جوابگوی نیاز برادران [[سپاه]] و [[ارتشی]] بود در طی 10 روز این لودر شاید کمتر از 10 ساعت خاموش بود آن هم صرفا برای سرویس. راوی : علی اکبر تناکی<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 17115سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />==نگارخانه تصاویر==<gallery>Image:مهدیکاشی پور محمدی.jpg</gallery>==رده=={{ترتیبپیشفرض: مهدیکاشی پور محمدی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان مشهد]]