ویرایشها
یک ماه بعد از [[شهادت]] پسر برادرم سید حمید یاهوئیان یک شب در خواب دیدم که در یک مکان سرسبز و زیبا جوی آبی از وسط آن عبورمی کرد با لباس سفیدی به تن درکنار جوی نشسته و پاهایش را درون آب گذاشته است و خیلی خوشحال است. گفتم: حمید جان اینجا چه کار می کنید؟ گفت منتظر مادرم هستم تا بیاید. از خواب بیدار شدم و مدتی از آن خواب نگذشت که مادرش نیز به علت بیماری درگذشت.
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=22035
==رده==
{{ترتیبپیشفرض:حمید یاهوئیان}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان خراسان شمالی]]
[[رده: شهدای شهرستان بجنورد]]