ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهیدحسین عقیقی حصار

۲۲ بایت اضافه‌شده، ‏۲۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۱۳
rId6
==زندگی نامه1نامه==
*زندگی نامه 1:
شهید حسین عقیقی در تاریخ 05/11/1359 به استخدام [[ارتش جمهوری اسلامی]] درآمد و بعد از یک سال در خدمت ارتش بودن در تاریخ 05/06/1360 با اینجانب ازدواج کرد و من از این ازدواج خوشحال بود چون میتوانستم در کنار یک رزمنده که در راه پیشبرد اهداف کشورش خدمت میکند زندگی کنم. دو روز بعد از ازدواجمان همسرم به منطقه رفت. من از این موضوع چندان ناراحت نبودم چون من هم باید مانند همسرم شجاع و صبور و بردبار باشم. و میدانستم که او تنها همسر من نیست. بلکه مسئولیتی از این سنگینتر به عهده دارد و آن خدمت به میهن اسلامی است. او هنگام رفتن مرا به صبر و شجاعت تشویق میکرد و به لطف خدا زندگی خوب و آرام و پر اضطرابی را داشتیم. در یکی از روزهای سال 1365 از وقتی که از خواب بیدار شدم دلهره عجیبی داشتم نزدیک ساعت 11 صبح بود که زنگ به صدا درآمد با اضطراب به سوی در رفتم وقتی که در را باز کردم چشمم به همسرم افتاد که با سر و دستی بسته وارد حیاط شد. هنگامی که دیدمش اشک از چشمانم سرازیر شد. همسرم را کمک کردم تا داخل منزل برویم و من برای بهبودی شوهرم حاضر بودم هر سختی را به جان بخرم. همراه همسر و دو فرزندم راهی [[تهران]] شدیم و بعد از یک هفته بستری بودن در بیمارستان و بهتر شدن حال همسرم راهی مشهد شدیم. او همیشه مرا به [[قرآن]] خواندن و یاد خدا تشویق میکرد و میگفت که یاد خدا آرامش دهنده جان و جسم است. بعد از چند هفته بهبودی کامل دوباره به منطقه رفت و مشغول خدمت کردن به نظام مقدس اسلامی شد. در هر رفت و آمدی که داشت مرا به صبر و بردباری و تربیت خوب فرزندانم تشویق میکرد و پسر بزرگم را به نماز خواندن و مراقبت از خواهر و برادر کوچکش.
از خداوند متعال خواستارم که صبر به تمامی خانواده های شهدا عطا فرماید و توفیق دهد که همسران و فرزندان شهدا بتوانند راه آنان را ادامه دهند.
==*زندگی نامه2==نامه 2:
شهید حسین عقیقی در تاریخ ‌05/11/1359 بعلت عشق به نظام و نظامی‌گری و دفاع از استقلال کشور ‌ پس از طی دوره‌ی مقدماتی در دانشکده به استخدام [[ارتش جمهوری اسلامی]] درآمد. او معتقد بود که در همه حال باید از کشور و تمامیت ارضی آن دفاع کرد. ‌او بعد از یک سال ‌خدمت در ارتش‌در تاریخ 05/11/ 1360 با ‌همسر مکرمه‌اش ازدواج کرد. همسرش نیز از این ازدواج خوشحال بود چون می‌توانست در کنار یک رزمنده که در راه پیشبرد اهداف کشورش خدمت می کرد زندگی کند. شهید تازه داماد دو روز بعد از ازدواج ‌منطقه رفت. ‌ او هنگام رفتن ‌همسرش را به صبر و شجاعت تشویق می‌کرد. شهید ‌در یکی از روزهای سال‌1365 از ناحیه‌ی سر و دست مجروح ‌و برای مداوا به تهران اعزام شد. او بعد از یک هفته بستری ‌در بیمارستان و بهبودی نسبی ‌به مشهد برای مرخصی اعزام و بعد از چند هفته بهبودی کامل دوباره به منطقه رفت و مشغول خدمت ‌به نظام مقدس اسلامی شد. سر انجام شهید والامقام در ‌سال 1372 ‌ در مانور تربت‌ جام حین انجام عملیات نظامی به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد‌ و به بالاترین درجه‌ی ممکن رسید .
۵٬۰۸۰
ویرایش