ویرایشها
==زندگینامه :==
سور و شور و شادی با آمدن بهار طبیعت در سال 1350 در روستای لمعه دشت خلخال در جریان بود و اهالی طبق رسم دیرین آیین اهورایی، آمدن بهار و شکوفه دادن گلها را به همدیگر شاد باش می گفتند. اما در خانواده آقای غلامحسین اسدی و خانم عالیه، با آمدن نوزادی در پنجمین روز سال شور و شعف مضاعف گشت. نامش را بیت الله گذاشتند و او سومین فرزند از پنج فرزند خانواده بود.
در آن روزگار آقای غلامحسین پدر بیت الله به کار در باغ و کشاورزی در مزرعه اش مشغول بود و از عواید آن رزق و روزی حلال بدست می آورد و معاش خانواده اش را تأمین می کرد.
ایشان بعد از حضور در سنندج از درگیری نیروهای مخلص امام زمان (عج) با دشمنان انقلاب خبر دار شد و بی صبرانه بر ماشینش سوار شد تا همگام با همسنگرانش، خود را به محل درگیری برساند.
آن بزرگ مرد نستوده چهار ماه مانده از خدمت سربازی اش در تاریخ 1371/03/29 در محور بانه- سقز با کمین نیروهای ضد انقلاب مواجه شد و در این درگیری با اصابت ترکش نارنجک بر فرق مبارکش به سوی معبودش پر کشید تا با نثار خون سرخش پرچم اسلام را تا فردای تاریخ به اهتراز در آورد.
پیکر پاک آن شهید همام بعد از انتقال به خلخال در میان انبوه عزاداران عاشق، یاران و خونخواهان حسین (ع) در خلخال تشییع و با نوحه و مرثیه سرائی در زادگاهش تدفین یافت.1<ref>[http://%20%20%20http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/44766 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==