ویرایشها
==خاطرات==
یك بار چند روز از رسول خبری نشده بعد كه آمد منزل زخمی و لباسهای او هم پاره شده بود من هر چه از او پرسیدم كه چه شده است به من جواب نداد ولی بعداً به داماد ما گفته بود كه در زمان پخش اعلامیههای امام او را دیده و او هم فرار كرده است و در یك تونل پنهان شده است چند روزی در آنجا بوده و آنقدر سینه خیز رفته است كه سینهاش زخمی شده است.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/3949 سایت شهدای ارتش]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>