ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهیدابراهیم غلام زاده

۳۲ بایت اضافه‌شده، ‏۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۶
زمان ی که ابراه ی م در ب ی مارستان اصفهان بستر ی بود من از او مراقبت م ی کردم. همان شب ی که ابراه ی م شه ی د شده بود ول ی ما هنوز از شهادتش خبر نداشت ی م، من خوابم برده بود و در خواب به دنبال ابراه ی م م ی گشتم ول ی او را پ ی دا نم ی کردم. در همان لحظه ابراه ی م جلو ی در ظاهر شد و مرا صدا کرد و گفت: من ا ی ن جا هستم، برگرد و به پشت سرت نگاه کن. به او گفتم: ابراه ی م کجا بود ی ؟ من دنبال شما بودم. او گفت: من خوب شدم و د ی گر زخم ی ن ی ستم، حال من خوب است.
ابراه ی م انسان بس ی ار مستقل ی بود. هم چن ی ن به ورزش علاقه ز ی اد ی داشت و هر روز با وسایلی که خودش ساخته بود، ورزش م ی کرد. گاهی با او شوخ ی م ی کردم و می گفتم که تو د ی گر قو ی شده ا ی و م ی توان ی ما را هم بزن ی . او م ی گفت: من هرگز به برادر بزرگترم چن ی ن جسارت ی نم ی کنم.<ref>سایت نویدشاهد</ref>
rId8
منبع:سایت نویدشاهد==پانویس==<references/>
۱٬۸۴۲
ویرایش