ویرایشها
==خاطرات==
- شب قبل از اینکه خبر شهادت پسرم را برایمان آوردند به من الهام شه بود که پسرم حسن شهید شدهاست و همان شب خواب دیدم که ایشان شهید شده صبح که ازخواب بیدار شدم خود بخود اشک از چشمانم جاری و گریه می کردم که بعد از چند لحظه ماشین بنیاد شهید به درب منزلمان آمد و خبر شهادت حسن را دادند و من خیلی گریه کردم .