ویرایشها
در عملیات بدر به همراه برادرم علی اصغر به شهر القرنه عراق اعزام شدیم. مرحله دوم عملیات هنوز انجام نشده بود که عراقی ها پاتک زدند و بنده در آنجا مجروح شدم و دیگر اطلاعی از علی اصغر نداشتم و به عقب برگشته بودم. که خبرکه تقریباً ساعت 5 بعد ازظهر نیروهای ایرانی از موضع خود عقب نشینی کرده اند.ایشان به سایت ما آمده بود و بعد ازمستقر شدن به فرمانده تیپ گفته بود. شما یک قایق در اختیار ما بگذارید و ما برویم خبازه ' مجروحین رزمنده را به عقب بیاوریم. اما فرمانده تیپ گفته بود. دیگر نیازی نیست و اجازه نداده بود و برادرم هم مانند دیگر برادران نا امید برگشته بود و وقتی به شهرستان تلفن زده بود گفته بودند بنده اینجا هستم و در بیمارستان بستری می باشم .