ویرایشها
نام خانوادگى: قاسمى
نام پدر: قاسم
ش.ش: 1911
قسمتى از وصیت نامه شهید بیژن قاسمى
وقتى كه مردم روى تابوت پارچه سیاهى بگذارید كه بدانندزندگى بدانند زندگى سیاهى داشتم، دستهایم را از تابوت بیرون بگذاریدكه بدانندبه آنچه خواستم نرسیدم، و چشمهایم را باز نگذارید كه بدانند چشم انتظار بودم، آنكه تكه یخى روى قلبم بگذارید كه بجاى مادرم اشك بریزدپدرم و مادرم نمىدانم كه از شما چطور تشكر كنم كه من را به راه راست هدایت كردید و من به سربازى رفتم و به جبهه ها رفتم و به رزمندگان پیوستم. پدر و مادر من نمىدانم كه شما با چه زجرى بچه را بزرگ كردید و براى شما سخت است كه او را از دست بدهیدولى پدر و مادرجان این قسمت همه است كه باید بروند و هیچ كس در دنیا نمىماند.پدر و مادر نمىدانم كه چه بگویم كه شما مرا ببخشید واز پسرتان قبول دار باشید.
شما براى من خیلى زحمت كشیدیدو خیلى خوبى كردید.
اصولا شهدا گوئیا قبل از شهادت خویش خبر مىشوندكه كلماتشان حكایت از تحولى است كه در زندگیشان پیش آمده كه این شهید عزیز از این امر مستثنى نیست كه از مرگ خویش خبر میدهد و گوئیاهنگام وداع حس كرده كه از پدر و مادرش بخاطرحقى كه به گردن او دارند حلیت مىطلبد و از آنها مىخواهد كه او را ببخشند تا سبكبال عروسى شهادت را در آغوش گیرد.
روحش شاد و راهش مستدام باد
باشد كه ما هم رهرو راه او باشیم و خون تمام شهدا را پاس داریم
==پانویس==
<references/>== ردهها =={{ترتیبپیشفرض:شهید بیژن قاسمی }}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خوزستان ]][[رده: شهدای شهرستان آبادان ]]