ویرایشها
مسئولیت : رزمنده
- یک روز به محمد مهدی گفتم: مادر جان، همه بچه ها وقتی که به سربازی می روند گواهینامه می گیرند، شما چرا گواهینامه ماشین نمی گیری؟ او گفت: مادر جان، این 20 سال زندگی ارزش این کارها را ندارد .
- محمد مهدی گفت: یک روز سوار ماشین شدم و می خواستم از پادگان خارج شویم. به محض خارج شدن از نقطه ای که قبلاً آنجا بودیم، خمپاره ای افتاد و منفجر شد و ما جان سالم به در بردیم . منبع سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6736%206736 سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />