ویرایشها
/* زندگینامه */
*خاطرات بعدی
بسمه تعالی خاطره شهید روزی سر پست درحال قدم زدن بود. گویا وی از طرف تک تیراندازهای دشمن مورد شناسائی قرار میگیرد. در همان حال که گام به گام جلو میرفت متوجه تکه نان خشکی می شود که جلوی پایش روی زمین افتاده است. از آنجاییکه از کودکی به او یاد دادهبودند که نان حتی خشکیدهاش حرمت دارد، برکت [[خداست]]، نباید لگدمال شود و بایستی برکت خدا را از زیر پا برداشت و با احترام در کناری گذاشت. او این مورد را که در وجودش نهادینه بود، حتی در جبههی جنگ نیز مد نظر داشت. او خم می شود که تکه نان خشکیده را از زمین بردارد که گلوله ی تک تیرانداز دشمن که ایشان را مورد هدف قرار داده بود از بالای سرش عبور میکند. شهید از این مهلکه جان سالم بدر میبرد. اینچنین است که آموزههای سادهی دین مبین اسلام انسان را از مهلکه های هولناک میرهاند.<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/24392 سایت شهدای ارتش]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:1677894KAKA003-001 (1).jpg
</gallery>
==پانویس==
<references />
==رده==
{{ترتیبپیشفرض:قربان علی _ محمدی}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دوران دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان کاشان]]
[[رده: شهدای شهرستان کاشان]]