ویرایشها
شبی، بعدازاینکه به خانه آمدم، سربازی آمد دم در و شماره تلفنی را به ما داد و گفت تا با این شماره تماس بگیرم. اطلاعات دقیقی نداد. من هم تماس گرفتم و فهمیدم كه آلبرت شهید شده و جنازه او را به پزشكی قانونی آوردهاند. من پیكر پسرم را ندیدم. روی كارت نوشتهشده بود كه او براثر اصابت تركش به شهادت رسیده است. روز دوم از شورای خلیفهگری ارامنه جنازه را به سردخانه قبرستان ارامنه بردند.
در روز چهلم آلبرت نامهای با دست خط آلبرت به من دادند كه در آن آلبرت اسامی همه بستگانش را با شماره تلفن آنها یادداشت كرده بود. انگشترش هم بود. كیف و نامه او نسوخته و سالم مانده بود. من و مادرش هنوز امیدواریم كه آلبرت زنده باشد. ممكن است روزی برگردد...
== ردهها ==
{{ترتیبپیشفرض:البرت_الله_دادیان}}