ویرایشها
==زندگینامه==
خواندن قرآن را قبل از دبستان آموخت. برادرش در این باره می گوید: پدر و مادرم ما را برای فراگیری قرآن به نزد ملای ده فرستادند و موفق شدیم در چند ماه ۱۹ سوره حفظ کنیم.
در آزمون سراسری سال ۱۳۶۴ شرکت کرد و در رشته ی صنایع خودرو در دانشکده ی فنی شهید منتظری مشهد قبول شد ولی چون تار و پودش با جنگ گره خورده بود، تمام دل بستگی ها را رها کرد و هجرت دوباره ای را به سوی دانشگاه اصلی، یعنی جبهه آغاز کرد. آخرین بار او درتاریخ ۱۰/ ۸/ ۱۳۶۵ به جبهه رفت.
مدیریت از نظر او خدمت پیوسته و بدون آسایش بود. به عنوان یک مدیر و مسئول همیشه در جایی بود که درد و رنج و خطر آنجا باشد. بیشتر کسانی که وی را می شناختند، به مدیریت قوی و پویای وی اذعان دارند.
در این لحظه که زیر سا یه ی درختی نشسته ام و قلم را بر روی کاغذ می دوانم می خواهم ثمره ی وجودم در بسیج و سپاه را بنویسم اما افسوس که قلم یارای نوشتن و کاغذ تاب و تحمل این کلمات را ندارد .
بر اساس وظیفه چند جمله ای به عنوان وصیت نامه از نوک قلمم روی کاغذ نقش می بندد.
==پانویس==
<references />