ویرایشها
آقای صرافی بازپرس پروندهی سینما رکس نیز به دادسرای ویژهای که بعد از انقلاببرای رسیدگی به این موضوع تشکیل شد اظهار کرد: هاشم آشور که بعداً معلوم شدهاشم منیشدزاده، کارگر ریل شادگان و ساکن خرمشهر است، فقط به خاطر فقر وبدبختی و برای کار به عراِ رفته بود. وی تحت فشار در کمتیه مشترک تهران افرادبیگناهی را به عنوان همدست معرفی کرده بود، ولی من زیر بار صدور قرار مجرمیتنرفتم. رژیم تلاش میکرد که وانمود کند «مسببین حادثه، روحانیت مبارز تحت رهبری»امام خمینی بودهاند، «رویای طلایی و خیالی ساواک به این شکل بود که اینجانب درمقابل رادیو و تلویزیونهای دنیا که قرار بود در آبادان حاضر باشند، حاضر شوم و بامتهمی که ساختهی دست آنها بود و به اقاریر بیسروته او و معرفی افراد بیگناهمیخواستند جامهی حقیقت پوشانده و چنین اعلام کنند که سینما رکس توسط عمّالبیگانه منجمله قذافی در ارتباط با رهبر انقلاب و به دستور روحانیون مبارز این فاجعه بهوجود آمده» امّا «با مقاومت اینجانب مواجه شد حتی حاضر به استعفای از شغل خودشدم.»
ساواک بعد از شکست در این سناریو، گزارشی را مبنی بر این که عبدالرضا آشورمهندس برِ و مرتبط با چریکهای بینالمللی بوده در اختیار روزنامه دیلی تلگرافمیگذارد و روزنامه نیز مبادرت بر چاپ میکند. امّا این نیز مورد قبول مردم داخل وخارج قرار نگرفت. فاجعهی سینما رکس خشم مردم ایران را در سرتاسر کشوربرانگیخت. آبادان یک پارچه علیه رژیم قیام کرد. گرچه دولت از اعلام حکومت نظامیدر آبادان شرمگین بود، ولی عملاً در آبادان حکومت نظامی برقرار کرد و تا هفتمکشتهشدگان تعداد بسیاری از مردم آبادان با ضرب گلوله نیروهای رژیم شهید و مجروحشدند. مردم در شهرهای مشهد، کرمان، تهران، قم و چند شهر دیگر تظاهرات خونینیبه دفاع از مردم آبادان برپا کردند. رژیم نه تنها نتوانست از این اقدام ناجوانمردانه استفادهکند، بلکه شدت نفرت مردم موجب سقوط دولت آموزگار گردید.<ref>[http://www.porseman.org/q/show.aspx?id=89806 اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری] </ref>
(منبع:کتاب یکسال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه ، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی،روح الله حسینیان )