ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید علمدار محمدی

۳۴ بایت اضافه‌شده، ‏۶ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۶
علمدار محمدی
تاریخ تولد : 134 6[[1346/05/06]]
تاریخ شهادت : [[1363/12/24]]
rId2
زندگینامه :
محمدی، علمدار : ششم مرداد ۱۳۴۶ ، در روستای خوزنین از توابع شهر بوئین‌زهرا به دنیا آمد . پدرش ولی‌الله، نانوا بود و مادرش خدیجه نام داشت . تا پایان دوره راهنمایی درس خواند . به عنوان [[بسیجی ]] در [[جبهه ]] حضور یافت . بیست و چهارم اسفند ۱۳۶۳ ، در [[جزیره مجنون ]] [[عراق ]] بر اثر اصابت [[ترکش ]] به سر، شهید شد . مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است .
وصیتنامه :
شهید، [[شهید علمدار مُحمّدی محمدی]] : خدا را شُکر می کنم که این توفیق را به من داد تا بتوانم وظیفه ی شرعی خود را - در حد توانایی ام - نسبت به اسلام و [[قرآن ]] انجام دهم . اینک که عازم [[جنگ ]] می باشم، در این شانزده سال عُمرَم، این لحظات را از بهترین لحظات عُمرَم می دانم و از خدا تقاضا دارم مرا در بستر نمی راند و در راه اسلام و به دست شقی ترین بندگانش بمیراند؛ این است آرزویم ! از خدای خودم می خواهم به من ایمان عطا کند، تا فقط راه حسین ( ع ) را دنبال کنم . هدفم از اعزام به جبهه، فقط برای برانداختن کفر، ظلم و ستم است که بر مردم مسلمان این مرز و بوم وارد می شود . مکتبی را من پذیرفتم، که در آن مسؤولیت سنگینی بر دوشم احساس می کنم و باید دِینِ خود را - تا آنجا که توان دارم - به اسلام، مردم و وطنم ادا نمایم . بالاخره پس از شانزده سال زندگی - به یاری حق - به هدف خود رسیدم . هیچ چیز در زندگی جز شهادت، آرزوی من پاسدار نیست و هیچ چیزی نمی تواند گلوی تشنه ی مرا سیراب کند؛ جز شهادت ! مادرم ! هر وقت به یاد فرزند خود می افتی، به یاد مادرانی باش که بدن پاره پاره ی فرزندان شان را هم ندیدند . منتظر من نباشید؛ چون من نرفتم که زنده برگردم ! رفتم تا با کفر مبارزه کنم و بکُشم و اگر نتوانستم، کُشته شوم . وصیت می کنم برای من اشک نریزید . به مادرم بگویید : تو نزد زینب ( س ) سربلند خواهی بود؛ زیرا تو هم شهید دادی . ... و تو ای پدر ! ناراحت نباش؛ چون مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است . پدرم ! شُکر کن که فرزند تو شهادت را انتخاب کرد . امیدوارم شما برادران و خواهران دلیرم، سلاح افتاده ی مرا برگیرید و مقابل کفر قیام کنید .۱ (۱۶۷۶۷۵۲) علمدار مُحمّدی ۰۹/۱۰/۱۳۶۳
منبع:سایت خط سرخ
۶۸۰
ویرایش