ویرایشها
==زندگینامهزندگی نامه==
[[محمودیان ،صمد]] : بیست و سوم خرداد هزارو سیصد و چهل و پنج،در [[قزوین]] به دنیا آمد.پدرش اصغر،[[کارمند]] اداره طرح آبیاری بودومادرش عذرا بیگم نام داشت.دانش آموز چهارم متوسطه در رشته تجربی بود.از سوی [[بسیج]] در جبهه حضور یافت.بیست و چهار اسفند هزار سیصد و شصت وسه،در شرق رود دجله عراق به [[شهادت]] رسید.اثری از پیکرش به دست نیامد.برادرش محمد حسین نیز به [[شهادت]] رسیده است.
==وصیتنامهوصیت نامه==
شهید صمد (عبدالصمد) محمودیان: حال که مشیت الهی بر این است که لطف و رحمت خداوند متعال شامل حالم شود، یعنی به آرزوی دیرینه ی خود- که [[شهادت]] در راه خدا-است برسم،خدارا شکر می گویم واز شما پدر و مادر عزیزم-که مرا به خوبی هدایت کردید وبه سوی جبهه روانه ساختید- سپاسگزارم و از اینکه نتوانستم زحمات شما را جبران کنم، واقعا شرمنده ام.من چون می خواهم به وظیفه ام عمل نمایم، به شما وصیت می کنم : ای عزیزانم،تا می توانید و تا لحظه ای که زنده هستید،دست از حمایت [[انقلاب]] و [[رهبری]] پیامبر گونه ی امام عزیزمان -[[ولایت فقیه]] -برندارید؛چون بدون اینها اسلام زنده نمی ماند. اساس هر حکومتی در جامعه، رهبر آن است که بر مردم حکومت می کند؛ پس ای عزیزان ! اهل کوفه نباشید و -حسین زمان- [[امام خمینی]] را تنها نگذارید .آری؛دست از ریسمان الهی بر ندارید؛ چرا که -خدای نکرده- گمراه شده وبه ضلالت و بدبختی دچار خواهید شد وفراموش نکنید که یاری [[امام]] ،یعنی [[رسول خدا (ص)]] و ائمه ی معصومین ، آری! خداوند شما را مورد حمایت خویش قرار خواهد داد. پدر و مادر عزیزم ! از این که امانت خدارا به او پس دادید، اصلا ناراحت نباشید و غم مخورید. ای عزیزانم! سنگر [[نماز جمعه]] و جماعت را خالی نگذارید ؛ چون این نماز جماعت، مشت محکمی بر دهان دشمنان [[اسلام]] و یاوه گویان است. همیشه سعی کنید،جلسات مذهبی برگزار یا در جلسات مذهبی شرکت کنید. فراموش نکنید که همین جلسات بود که اسلام را زنده نگه داشت.... و اما وصیت دیگر من به شما این است که به سخنان پوچ و بی اساس کوردلان و منافقین گوش ندهید و مانند کوه استوار باشید. عزیزان من! دعا کنید راه [[کربلا]] باز شود و اگر به [[کربلا]] رفتید- ان شاءالله - از [[امام حسین (ع)]] بخواهید،این میهمان گناه کار را قبول کند؛ به جای من هم زیارت کنید. صمد محمودیان
<ref>سایت خط سرخ</ref>