ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهیدامیر عباس نجار باشی

۳ بایت حذف‌شده، ‏۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۵
در ادامه وصیت نامه شهید نجار باشی را می‌خوانید:
خدای را شکر از آن ابتداکه خلق شدم در خانوادهای بزرگ شدم که مادری از خاندان رسول اکرم (ص)داشتم وپدری با خداو زحمتکش و آنها بصورتی این حقیر ذلیل را بزرگ کردند که هیچگاه به راه کج نرفتم و هیچگاه طعم فقر وبیچارگی را نچشیدم درعین حال اینکه هر دو سختیها و مشقت های زیادی­ را متحمل شدند.
ومن در مقابل این همه زحمات آنها تنهاکاری ­که کردم درس خواندم تا دیپلم گرفتم و با قبول شدم در دانشگاه توانستم قلب آنان را خوشحال کنم ولی اکنون پدر و مادر عزیزم اگر می بینید که نتوانستم به آنجابروم وباید به عالم دیگری می­ رفتم دیگراین دست من نیست زیرا وقتی­ موعد مرگ کسی ­واقع می‌­شود در هرکجای عالم که باشد نه یک ثانیه عقب ونه یک ثانیه جلوتر می‌رود بنابراین شما ناراحت نباشیدکه چرا این گونه شد.باور کنید خدا خواسته است. مادرجان یادت هست که همین جریان دانشگاه من با چه سرعتی درست شد و همانطور که برایت گفته بودم درتمام این کارها خدادست داشت. او باعث موفقیت درآن شده بود بنابراین حال خداخواسته که به دانشگاه دنیوی نروم دانشگاه اخروی را برای خود گزینش کنم. من هان موقع که فرمانده عزیزم فرمان عملیات را برای­ما تشریع کرد فهمیدم که این باید امتحانی باشد برای اشخاصی­چون من حال تا چه حد درآن قبول شده باشم نمی دانم ولی خداکند که لااقل با بودن دراین امتحان قدری ­از آن مسئولیتی‌‌­که پیامبراکرم(ص) برعهده مان گذاشته بودرا انجام داده باشم و دل او را شادکرده باشم. (ان شاء الله)
حالا که خداوند خواسته است که من بروم ودرمیان شما نباشم نمی گویم که برایم گریه نکنید ولی‌­هروقت که به یاد من افتادید به یادعلی­اکبرامام حسین(ع)نیزبیفتید. به یاد سختی­های­آقا ابا عبدالله افتاده وبرای­اوواهل وبرای­ اوواهل بیتش گریه کنید. شمااگردقت کنید خواهیددیدکه همه چیز آقا از ما بالاتربوده است آن ازدست دادن حضرت عباس وحضرت علی­اکبروحضرت علی­اصغرو...خود چه مصیبت بزرگی بوده که برایشان وارد شد. حال این‌همه مصیبت به اضافه مصیبت ازدست دادن خودآقا اباعبدالله برای­ حضرت زینب(س) وامام زین العابدین(ع)چه مصیبت عظمایی­ بوده است وچه بریشان واقع شده است. بااین همه احوالات می­‌بینیم خود آقا چه رجزی می‌­خواند و بعد از ایشان هم امام چهارم و عمه بزرگوارشان آن خطبه ها را درمجلس آن ملعون ایراد می­‌کنند درعین اینکه چنین عزیزانی ­ازدست داده اند. حال من که دیگرجای خوددارم و تازه این گریه برای آنها فایده دیگری نیز دارد چون معلوم نیست که من شهید باشم یا نه بنابراین با گریه برای ­آنها می‌توانید ثوابی هم برای­ خودجمع کرده باشید.
مادرم ازشما می‌خواهم که در روز تشییع جنازه من ازتمام فامیلهای زن بخواهید که نمی­گذرم از زنی که با وضع ناجور دراین مراسم شرکت کند حال می­‌خواهد هرکه باشد و رعایت حجاب کامل برای ­من از هر چیز واتجب تر است چون گناه های ­خودم برایم بس است.دیگر نمی ­خواهم انسانهایی ­با مانتو و وضع های ­جلف برسر قبرم حاضرشوند.
۱٬۲۲۳
ویرایش