ویرایشها
بعد از اتمام سربازي سربازی به تهران آمد و در كوچه صالح، در قسمت فني فنی آموزش و پرورش مشغول به كار شد و بعد از چهار ماه استعفاء خود را نوشت و علت استعفا را اين این طور بيان بیان كرد: حقوقي حقوقی كه به من ميدهند بيت میدهند بیت المال است و به قدر اين این حقوق از من كار نميخواهند نمیخواهند و گرفتن آن براي برای من حرام است و در مغازهاي فتوكپي مغازهای فتوكپی مشغول كار شد. قبل از انقلاب در بهشت زهرا به وسيله مأمورين وسیله مأمورین ساواك شناسايي شناسایی و دستگير دستگیر شد و 8 روز تحت نظر سازمان امنيت زير امنیت زیر شكنجه دژخيمان دژخیمان گرفتار شد و از او نتوانستند اطلاعاتي اطلاعاتی كسب كنند چون در اين این موارد سياستي بسيار قوي سیاستی بسیار قوی داشت. او خود را به صورت يك افغاني یك افغانی نشان ميداد میداد تا او را آزاد كردند و بعد از آزادي فعاليت آزادی فعالیت خود را در زمينه زمینه پخش اعلاميهها اعلامیهها و شعارنويسي شعارنویسی در روي ديوارها روی دیوارها و بعد از پيروزي پیروزی انقلاب و عضو سازمان مجاهدين مجاهدین انقلاب اسلامي اسلامی شد. با نام مستعار شروع به مقالهنويسي مقالهنویسی كرد بعد كه جنگ تحميلي تحمیلی شروع شد از طرف دولت جمهوري اسلامي جمهوری اسلامی اعلام شد كه منقضي منقضی 1356 در زير زیر پرچم اسلامي اسلامی ارتش به جبههها اعزام شوند.
احمد و محمود هر دو با هم به جبهههاي جبهههای حق عليه علیه باطل رفت و احمد در گروه جنگ هاي های نامنظم دكتر چمران شروع به خدمت كرد و پس از 3 ماه به مدت 5 روز براي مرخصي برای مرخصی به تهران آمد. بعد از پايان مرخصي وقتي پایان مرخصی وقتی خواست برود مادرش مقداري ميوه مقداری میوه و لباس به او داد كه ببرد و بعد از برگشتن مادر به خانه از بيرون، بیرون، احمد تمام لوازمي لوازمی كه به او داده شده بود در خانه گذاشت و گفت: من به جبهه جنگ ميروم میروم نه براي برای گردش. در تماسي تماسی كه با مادر داشت به او گفت: مادر براي برای من به خواستگاري مي روي؟ خواستگاری می روی؟ مادر گفت: ان شاء الله شما ميآيي میآیی و با هم مقدمات را فراهم مي كنيممی كنیم. او گفت: عروسي عروسی ما ديگر دیگر آن دنيا دنیا و بعد از 3 روز در دب حردان به وسيله نيروهاي عراقي وسیله نیروهای عراقی به شهادت رسيدرسید. او بسيار بسیار با خدا و با ايمان ایمان بود كه روزها را با روزهداري روزهداری و شب ها را در منزل به نماز شب و خواندن قرآن بسر ميبرد میبرد و كوچكترين ناراحتي براي كوچكترین ناراحتی برای افراد خانواده فراهم نميساختنمیساخت. در ماه محرم به نوحه خواني خوانی و عزاداري عزاداری امام حسين حسین (عليه علیه السلام) مشغول بود و بيشتر بیشتر درآمد خود را خرج تبليغات اسلامي تبلیغات اسلامی و كمك به مردم مستمند و خرج مسجد مينمودمینمود. روحش شاد و يادش گرامي یادش گرامی باد
بسم الله الرحمن الرحيم الرحیم اللهم ارزقنا قتلاً في سبيلك فی سبیلك و لطف خداوند شامل حال اين این مملكت شد و انقلاب اسلامي اسلامی ما به رهبري رهبری امام خميني خمینی به پيروزي رسيدپیروزی رسید. انقلابي انقلابی كه از همه نظر نمونه بود و تمام منافع كفار را به خطر انداخت. بدين بدین خاطر كفار به اين زودي این زودی ها دست از مقاومت نخواهند كشيد كشید و همچنان به دشمني دشمنی خود با اسلام ادامه خواهند داد و ما ديديم دیدیم كه بعد از پيروزي پیروزی 22 بهمن از هر طرف به ما هجوم آوردند و سد راه ما شدند و اينك اینك عراق اين این نوكر آمريكا آمریكا با تمام قوا به بلاد اسلامي اسلامی هجوم آورده و ماييم ماییم كه هر روز فرياد ميزديم فریاد میزدیم استقلال، آزادي، آزادی، حكومت اسلامياسلامی.
خاطره اي ای از زبان دوستان شهيدشهید: احمد شب هاي های جمعه برادران كوچه اسدي اسدی و ما را با خود به كوه ميبرد میبرد و در دل كوه در نيمه نیمه شب مشغول خواندن دعاي كميل دعای كمیل و نيايش نیایش به درگاه خدا مشغول ميشدمیشد. روز جمعه نيز براي نیز برای نماز به دانشگاه ميرفت میرفت و بسياري بسیاری از بچهها بعد از شهادت احمد همه به جبهه رفتند و گفتند كه ما راه احمد را بايد باید در جبهه ادامه دهيمدهیم.