ویرایشها
==زندگینامه==
بسمه تعالی زندگینامه شهید شهید علیاکبر امینپور در سال1332 در خانوادهای مستضعف و مذهبی در [[روستای طرق ]] از بخش [[کوهسرخ ]] از توابع شهرستان [[کاشمر ]] دیده به جهان گشود. شهید در سن 6سالگی راهی مدرسه شدو دوران ابتدایی را در مدرسهی زادگاهش گذراند. او برای ادامهی تحصیل به بخش کوهسرخ رفت و دورهی راهنمایی را در مرکز بخش کوهسرخ پشت سر گذاشت. شهید هیچوقت از پروردگارش غافل نبود و همیشه نمازش را سر وقت اقامه میکرد و روزهای ماه مبارک رمضان را روزه میگرفت. او با مردم رفتار و کردار خوبی داشت و در همان زمان تمام فکرش یاریرسانی به مستضعفان بود. وی از اینکه محرومین در وضعی نامساعد زندگی می کردند، افسوس میخورد. پس از اخذ مدرک سوم راهنمایی به خدمت سربازی رفت و در همان سال نیز به استخدام ارتش در آمد و پس از یک دورهی شش ماه به شیراز منتقل گردید. او 3 سال در آنجا مشغول خدمت بود تا اینکه انقلاب اسلامی شروع شد. در هنگام تحرکات انقلابی مردم او را برای مقابله با حرکت عظیم مردم به شهرستان [[جهرم مامورکردند]] مامور کردند. ولی ایشان با مردم حزبالله همکاری صادقانه داشت و حتی آنها را تشویق به تظاهرات و راهپیمایی مینمود. مردم انقلابی او را خوب میشناختند و زمانی که انقلاب به پیروزی رسید، مردم شهید امینپور را بر روی سر و دست گرفتند و از او تشکر فراوان نمودند. پس از این ایام ایشان به لشکر 77 [[خراسان ]] منتقل گردید و در مشهد مقدس با خواهری مومنه ازدواج نمود و در مهرماه سال 59 به جبهه اعزام گردید. او در صحبتهای خود می گفت: که انشاءالله انشاءالله با پیروزی برمیگردیم و پدر خود را که شدیداً ناراحت بود دلداری و به صبر دعوت میکرد. شهید علیاکبر امینپور بود در تاریخ 3 مهرماه به جبهه [[شوش ]] میرود. در روز 6 مهرماه حمله رزمندگان به مزدوران بعث عراق شروع می شود. یکی از فرماندهان دستور حمله را مادر مینماید و میگوید آیا کسی هست که پیشروی نمایدو نماید و به دشمن حمله نماید؟ شهید با فریاد اللهاکبر حمله را شروع میکند. وی در سمت فرمانده تانک، هنگامیکه به صف دشمنان بعثی میزد هدف بمباران هوایی دشمن قرارگرفت و به درجهی رفیع شهادت نائل گردید. و روح پرفتوحش بسوی معبود خود که شهادت بود آرزویش محسوب می شد رسید. روحش شاد و یادش گرامی باد
منبع: سایت شهدای ارتش