ویرایشها
می گفت: بهروز شاید اوپشت در است. به فاصله کمی بعد از شهادت او، فرزندش بدنیا آمد که هرگز روی پدر را ندید ومحبت او را نچشید و دست نوازش او را برسرش احساس نکرد.
وحتی گاهی به عموی خود می گوید: کاش همه دار وندارم را میدادم تا فقط یکبار، تنها پدرم مرا در آغوش می گرفت.
والان سالهاست که از شهادت پدرش می گذرد پسرش هر ماه از تهران به طرف اهواز رفته وبا پدر درد دل می کند وبا او حرفها می گویدو.گوید<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/27532 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
<references />