ویرایشها
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = اسماعیل بحرینام پدر محمد علی|تصویر = m10.jpgنام مادر بتول|توضیح تصویر = محل شهادت سردشت|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانیمحل |شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = بوئین زهرا تاریخ تولد ۱۳۳۸[[زادروزهای|1338/۰۷07/۰۳03]] محل |شهادت سردشت تاریخ شهادت ۱۳۶۶ = ایران،آذربایجان غربی،سردشت[[الگو:شهدای 4تیر|1366/۰۴04/۰۴04]] استان |وفات = |مرگ = |محل شهادت آذربایجان غربی شهر = [[ایران]] |محل شهادت سردشتدفن = گلزار شهداى بوئین زهراوضعیت تاهل متاهل |مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه نظامی = تعداد پسر ۰ تعداد دختر ۲|سمتها =|جنگها = |نشانهای لیاقت = |عملیات =|فعالیتها = |تحصیلات = دیپلم رشته حسابداریعملیات سال تفحص |تخصصها = محل کار بنیاد تحت پوشش |شغل = کارمند جهاد سازندگیمزار |خانواده = }}==زندگي نامه==بحری، اسماعیل: سوم مهر [[۱۳۳۸]]، در شهر [[بوئینزهرا]] به دنیا آمد. پدرش محمدعلی، شیرینیفروش بود و مادرش بتول نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته حسابداری درس خواند و دیپلم گرفت. کارمند [[جهادسازندگی]] بود. سال ۱۳۶۱ ازدواج کرد و صاحب دو دختر شد. از سوی جهاد سازندگی در [[جبهه]] حضور یافت. چهارم تیر [[۱۳۶۶]]، در [[سردشت]] توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت [[ترکش]] به شکم، شهید قزوین - بوئین زهراشد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
==وصیتنامه==
[[شهید اسماعیل بحری]]: اینجانب اسماعیل بحری، فرزند محمدعلی، بنا به میل باطنی خودم و موافقت خانواده ی گرامی ام به جبهه های حق علیه باطل اعزام شده ام. البته نمی خواهم فکر کنید که برای شهید شدن به جبهه آمده ام و اگر چنین خیالی، کسی بکند یک خیانت است؛ ولی از خدا می خواهم که مرگ مرا شهادت در راه خودش قرار دهد، به هر نحوی که خود بخواهد. بعد از مقدمه چینی، عاجزانه از همه ی کسانی که مرا می شناسند و یا بنا به دلایلی با آنها تماس داشته ام، می خواهم که مرا ببخشند؛ به خصوص اعضای جهاد سازندگی بویین زهرا و [[قزوین]] و همسایه ها. پدر جان! اگر چه فرزند خوبی برایت نبودم؛ ولی همیشه در یادم هستی و تو نیز مثل دیگر پدران شهید صبر و استقامت داشته باش. مادر جان! می خواهم که شیرت را حلالم کرده و بدی ها و بی محبتی هایم را، ببخشی و چنان زینب (س) استوار و پابرجا بمانی. خواهرانم و برادرانم! مرا ببخشید و -ان شاء الله- همیشه در خط حزب الله باشید. از همسرم طلب بخشش دارم؛ بنده از او راضی هستم، خدا نیز از او راضی باشد و از او می خواهم در انتخاب زندگی آینده آزاد باشد و به هر نحوی که می خواهد زندگی خود را تعیین نماید. اسماعیل بحری؛ ۵/۳/۶۶
==خاطرات==
صدیقه اینالو، همسر [[شهید اسماعیل بحری]]: یک شب به من گفت اگر در خواب مرده ای را ببینی و انگشت شصت پایش را بگیری هرچیزی که در آن دنیا اتفاق افتاده باشد برایت می گوید. من هم چون خیلی قبولش داشتم بدون اینکه فکر کنم، حرف هایش را پذیرفتم، یک شب که خواب بودم دیدم یک نفر انگشت پای من را گرفته و می گوید: راستش را بگو آن دنیا چه خبر است؟ من هم که حسابی ترسیده بودم جیغ کشیدم. بلند که شدم دیدم اسماعیل است و می گوید: نترس، منم اسماعیل.