ویرایشها
/* خاطرات */
*شروع زندگی
روی پشت بام خانه یکی از برادرهای بسیجی،اتاقی بود که آن را مرغدانی کرده بود ولی بعلت بمباران استفاده نمی شد.
کف آن مرغدانی را آب انداختم و با چاقو زمینش را تراشیدم . حاجی هم یک ملحفه سفید آورد با پونز زدیم که بشود دو تا اتاق . بعد هم با پول تو جیبی ام کمی خرت و پرت خریدم؛دو تا بشقاب،دو تا قاشق،دو تا کاسه و یک پتو هم از پتوهای سپاه آوردیم . یادم هست حتی چراغ خوراک پزی نداشتیم؛یعنی نتوانستیم بخریم و آن مدت اصلا غذای پختنی نخوردیم.این شروع زندگی ما بود.<ref>نیمه پنهان ماه2،ص24</ref>
*به شرط ترک سیگار
شهید محمد ابراهیم همت
[[پرونده:Photo 2018-11-23 04-09-34.jpg|250px|بیقاب|وسط|شهید محمد ابراهیم همت]]
پشت بيسيم گفت «متوجه ماه هم باشين»
پنج دقيقه ی بعد،صداي گريهي فرماندهها از پشت بيسيم ميآمد.<ref>سایت شهید آوینی</ref>
*جاروب دل
*خانه یا مرغدانی!
کف آن مرغدانی را آب انداختم و با چاقو زمینش را تراشیدم. حاجی هم یک ملحفه سفید آورد با پونز پرده زدیم که بشود دو تا اتاق.
بعد هم با پول توجیبی ام کمی خرت و پرت خریدم: دو تا بشقاب، دو تا قاشق، دو تا کاسه و یک پتو هم از پتوهای سپاه آوردیم.