ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید رضا عامری

۴ بایت حذف‌شده، ‏۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۹
نوجواني شهيد رضا عامري
به سال اول دبيرستان که رسيد، مادرم يک کليد از روي کليد خونه ساخت و داد دستش که وقتي از مدرسه برگشت و يه وقت خونه نبوديم، پشت در نمونه. کليد مي‌انداخت به در، باز مي‌کرد و بعدش هم زنگ مي‌زد و بلند مي‌گفت: ياالله، ياالله؛ بعدش مي‌‌اومد توي حياط.
اگر ما توي حياط نبوديم يا چيزي نمي‌گفتيم، دم در ساختمان که مي‌رسيد، با کليد مي‌زد توي شيشه و دوباره مي‌گفت:ياالله. بعد وارد مي‌شد. مي‌گفت:«مي‌خوام خيالم راحت بشه نامحرم خونه نيست.»==پانویس==<references/>
موضوع : متفرقه ، نوجوانی
منبع نرم افزار نشانه ، کانون فاطمه الزهرا شهرضا
 
 
==پانویس==
<references/>
۶۹۱
ویرایش