ویرایشها
پدر و مادر عزیزم بوووووووووس
یاسر و زهرا بووووووووووووس
عاشقتانم . عمار بهمنی<ref>منبع:http://www.takrimeshahid.ir/2016/09/14/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86%DB%8C-%D9%80-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3/</ref> ==خاطرات==
ازدواج نکرده بود اما مادرش میگفت قرار بود برگردد و دامادش کنیم. چند باری قصد سوریه کرده بود تا عازم شود اما در ساعت آخر همه چیز عوض میشد. بیقرار رفتن بود. عمار بهمنی دلش میخواست اولین شهید شهرک محلاتی باشد ولی چندمین شهید آنجا شد.
شهید عمار بهمنی و شهید محسن کمالی
</gallery>