ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید امیر علی حیدری

۳۸ بایت اضافه‌شده، ‏۳۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۲۶
 ==و{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = امیر علی حیدری
|تصویر = 401046_795.jpg
[[شهید امیر علی حیدری]] متولد1347/06/10 و در دانش آموزان مدرسه شیخ مفید منطقه 14 [[تهران]] بود و تنها 16 سال بیشتر نداشت که به داوطلبانه عازم [[جبهه]] مقابله با رژیم بعث شد و در سال 63 در شهر [[بوکان]] به فیض [[شهادت]] نائل و آسمانی شد.
در ادامه وصیت نامه این دانش آموز [[شهید ]] را می خوانید:
به نام [[الله پاسدار خون شهیدان[[شهید]]ان. من امیر علی حیدری کلاس سوم، مدرسه شیخ انصاری، تاریخ تولد 1347، شماره شناسنامه 3770 هستم.من با اینکه به پدر و مادرم خدمت نکردم از پدر ومادرم و مادرم می­خواهم که مرا حلال کنند. من این وصیت نامه را درروزی در روزی که به [[خرمشهر]] رسیدیم، می­‌نویسم یعنی روز یکشنبه. در اینجا یک خانه سالم وجود ندارد.تمام خانه یک جایش خراب شده است و بعضی خانه ها تماماً خراب شده­است. من چند وصیت دارم که می نویسم، هر چند که من لیاقت وصیت کردن ندارم:
-* توشه برای آخرت خود جمع کنید و خیر زادالتقوی، هر چند که خود من توشه و کارنیک کار نیک و خوبی برای آخرت برنداشته وانجام و انجام ندادم. اولین تاثیر که در من بوجود آمد، بوسیله برادرم داود حیدری که وقتی [[شهید]] شد بوجود آمد. من برادرم را [[شهید]] می گویم چون واقعا می کوشید و برای آخرت خود کار نیک انجام داده بود.
* دومین تاثیر را برادر سید جعفر طاهری گذارد که واقعا در زندگی الگو واسوه و اسوه بود. وقتی انسان زندگی نامه اورا او را می شنود واقعا از خود متاثر می­‌شود .ان‌شاءالله خدا از گناهان ما بگذرد.
-* شما پدر و مادر خوب من باهم با هم مثل علی و فاطمه رفتار کنید چون وقتی شما درزندگی باهم در زندگی با هم خوب باشید فرزندان شما هم خوب تربیت می شوندو انشاءالله شوند و ان شاءالله که با هم خوب باشید.
3- مادر من 800 صلوات باید بفرستم برای اینکه نذر کرده بودم که وقتی بیایم جبهه هزار صلوات بفرستم 200 تای آن را فرستادم وبقیه ماند.
مادر کسی که [[شهید]] می­‌دهد، یک هدیه به خدا داده و این یک افتخار است که کسی که یک هدیه بدهد.اگر بیاییم این مسئله را روی انسان مشاهده کنیم، خوب انسان به این مطلب پی می‌­برد. مثلاً اگر کسی بخواهد به یک پادشاه هدیه بدهد نمی­‌تواند یا یک نفر با پادشاه دیدار کند نمی تواند مخصوصاً که یک فرد عادی باشد اما انسان می­تواند با خدای خودش حرف بزند و اورا دیدار کند. واز این جا پی به بزرگی خدا بریم ویک افتخار دانستن.
ودر آخر خدااز گناهان ما بگذرد وخدا مارا به [[شهادت ]] برساند. [[اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک]] و در آخر از دوستانم که در کوچه هستند می ­خوام برای خودشان توشه جمع کنند ان‌شاءالله.
ودر آخر از دوستانم که در کوچه هستند می ­خوام برای خودشان توشه جمع کنند ان‌شاءالله.
==نگارخانه تصاویر==
[[File<gallery>Image:401046_795.jpg]]</gallery>
== رده‌ها ==
{{ترتیب‌پیش‌فرض:امیرعلی_حیدری}}
۶٬۷۳۸
ویرایش