ویرایشها
برادر، من كمى مي خواستم با شما حرف بزنم، با اجازه شما، برادر، مي دانى كه فقط به كسى كه دوستش دارم اين را برايش مىنويسم، شايد كه ديگر نتوانم شما را ببينم و مي خواهم كه حرف هايم را به شما زده باشم، اميدوارم كه به درگاه خداوند يكتا ناراحت نشويد چون كه به شما دل بستم، اگر ناراحت شويد من اين جا باخبر مي شوم .
اين هم حرف هاى من : برادرجان، اگر خدا خواست كه بعد از اين، باز به پيش شما برگردم كه هيچ، و اما اگر برادرجان، من شهيد شدم شما اين وصيت من را به عهده بگيريد اگر من شهيد شدم شما اين كارها را بكنيد :
برادرجان، ديگر چيزى ندارم كه توى اين وصيت بنويسم فقط چيزى كه بعد از خودم به شما مىسپارم منظر و ابوالفضل است، اين بود حرفهاى من كه مي خواستم به شما كه هميشه به فكر من هستى بگويم و شما را به خداوند متعال مىسپار م؛ برادر جان اين حرف هاى من خيلى محرمانه به شما بود، فقط اين وصيت من را شما مي دانى ديگر عرضى ندارم.
به اميد ديدار