ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید قربان علی عابدی

۵۶ بایت اضافه‌شده، ‏۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۸
متن کامل خاطره
649. قربانعلی عابدی پدر برای خواهر بزرگم که سال اول ابتدایی بود از آن مداد رنگی های بزرگ خریده بود ، من که از او کوچکتر بودم و هنوز به مدرسه نمی رفتم با دیدن مداد رنگیهای خواهرم شروع به بهانه گیری کردم و خواستم به این طریق آنها را از او بگیرم . در همان لحظه پدرم از راه رسید و گفت : دختر بزرگم درست است که تو به مدرسه می روی و به مداد رنگی نیاز داری اما او هم خواهر کوچکتر است و باید رعایت حالش را کرد پس مدادها را به او بده من قول می دهم همین امروز یکی دیگر برای تو بگیرم .منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14061سایت یاران رضا]</ref>  ==پانویس==  <references />
۲٬۱۷۷
ویرایش