ویرایشها
|خانواده =نام پدر[[عباسعلی]]
}}
==خاطرات== خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
راوی
شهید احمد عبدی گوینده:معصومه روحانی - مادر مدتی بود که فرزند عزیزم احمد جبهه بود و اطلاعی از او نداشتم وناراحت ودلواپس بودم نذر کردم و خوابیدم خواب دیدم در خانه نشسته ام یکباره احمد وارد خانه شد گفتم مادر جان آمدی دیدم مانند شب ازدواجش کت وشلوار مشکی اش تنش است خوب نگاهش کردم دیدم بدنش زخمی و خون آلود است چشمهایش پاره شده گفتم خدا مرگم بده مادر جان چه شده چرا اینطوری شدی دادبلندی زدم فرزندم بیدارم کرد و روز بعد جنازه و خبر شهادت احمد را محمودمان که همراه او بود آورد و درست پیشانی و چشمهایش به وسیله ترکش پاره شده بود
موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
راوی