ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید قاسم(بلال) علیایی

۱۲۷ بایت حذف‌شده، ‏۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۷
==خاطرات==
توصیه به نماز
موضوع توصيه به نماز
متن کامل خاطره
شب ما براى خواندن نماز به مسجد روستایمان مى‏رفتم. در آن زمان نماز خواندن را بلد نبودم. شهید بلال را مى‏شناختم. ایشان دست مرا گرفتند و کنار خود نشاندند و آن وقت گفتند: من بلند نماز مى‏خوانم و تو نیز همین چیزهایى که من مى‏گویم بگو و همین حرکت هایى که من انجام مى‏دهم انجام بده. من نیز همین اذکار را مى‏گفتم و حرکت‏ها را انجام مى‏دادم که بالاخره توسط ایشان نماز خواندن را فرا گرفتم بدون اینکه از او خواهش کرده باشم تا به من نماز یاد بدهد.
زندگی مشترک
موضوع زندگي مشترک
راوی محمد خارستانی
متن کامل خاطره
یک روز با برادرم حسن خارستانى قصد رفتن به مزرعه و کمک به پدر را داشتیم. مزرعه ما از کنار مزرعه شهید قاسم )بلال( علیایى مى‏گذشت و چون ما مقدارى دیر حرکت کرده بودیم، نزدیک به اذان ظهر به مزرعه شهید بلال علیایى رسیدیم. ایشان آن روز با تیلر کشاورزى کار مى‏کردند که وقت اذان فرا رسید. تیلر را خاموش کرد و روى آن ایستاد و با وجودى که پدر و برادرانش مشغول خوردن نهار شدند، شروع به گفتن اذان نمود و به حرفهاى دیگران هیچ توجهى نمى‏کرد و کار خودشان را انجام مى‏دادند.
۵۰۹
ویرایش