ویرایش‌ها

شهيد حميد رضاغفوری شعرباف

۲۴ بایت اضافه‌شده، ‏۸ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۰۱
سال ورود به دانشگاه: 1361
رشتة تحصیلی: معارف اسلامی و اقتصاد
تاریخ و محل شهادت: 4/ 10 / 1365 [[جزیرة ماهی]]
عملیات: كربلای 4
==زندگی نامه==
شهید حمیدرضا غفوری درخرداد 1343 در شهر مقدس [[مشهد ]] چشم به جهان گشود. از اوان كودكی هوش سرشار و حافظة قوی و سرعت انتقال و اخلاق متعالی اش در دوره های دبستان و راهنمایی زبا نزد خاص و عام بود. پس از گذراندن دورة دبستان و راهنمایی، دبیرستان را همزمان با حركت شكوهمند ملت ایران به رهبری [[امام خمینی(ره) ]] آغاز كرد. در این دوران پانزده سال بیشتر نداشت. در تظاهرات شركت می كرد و ندای استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی را از عمق جان فریاد می زد. پس از آنكه با رتبة ممتاز دیپلم خود را گرفت، در بهمن 1361 وارد «دانشگاه امام صادق(ع)» شد تا همزمان با اخلاص و تهذیب نفس و مكارم اخلاقی به فراگیری علوم اسلامی بپردازد.
اخلاص و دلباختگی به خدمت، تلاش بی وقفه، سكوت و وقار و طمأنینه، ایثار و فداكاری و انفاق، بی ادعایی و پاسخ صریح به تكلیف شرعی و مسؤولیت های انقلابی، تقید به شركت در مراسم نماز جماعت و دعای كمیل و انس با قرآن، عطوفت و گذشت اخلاقی، تعبد و تهجّد از صفات بارز وی بود.
او پس از گذراندن دورة عمومی معارف اسلامی رشتة اقتصاد را برگزید و در سال 1364 در سفری تبلیغی به مكة مكرمه مشرف شد؛ اما برای جبهه اولویتی خاص قایل بود و عقیده داشت كه طلبه علاوه بر یادگیری تعالیم اسلامی باید خصلت مجاهدت را نیز دارا باشد. بدین جهت در تابستان سال 1365 كه برای بار دوم به او پیشنهاد اعزام تبلیغی به حج را دادند، به رغم چیدن مقدمات سفر ناگهان در تصمیم خود تجدیدنظر كرد و برای ادای تكلیف شرعی، جبهه را بر حج ترجیح داد. او چندین بار در عملیات های گوناگون به طور رزمی و تبلیغی شركت كرد و حتی در [[عملیات خیبر ]] از ناحیة ریه و شكم مجروح شد.شهید غفوری به خاطر تسلط به زبان عربی و انگلیسی و داشتن اطلاعات عمیق سیاسی و ذهن تحلیلگر قوی، از طرف قرارگاه به عنوان رابط با چند واحد عملیاتی چریكی سازمان «حز ب الدعوه الاسلامیه » عمل می کرد. وی سه ماه تمام در پایگاه های پارتیزانی در منطقة كردنشین عراق فعال بود، تا اینكه در پنجمین سال تحصیل، درعملیات كربلای چهار، آن زمان كه آفتاب چهارم دیماه 1365 غروب كرد، مأموریت شهاد تطلبانة غواصی را به همراه غواصان و حماسه سازان خط شكن پذیرفت و در نوك عملیات شرق [[بصره ]] به [[اروند رود ]] زد و به سمت «جزیرة ماهی » غواصی كرد. در لابه لای موانع و سیم های خاردار و تله های انفجاری و كمین های دشمن،
حاج حمید به عنوان طلایه دار تخریب چی ها و پیشتاز خط شكنان، دستها را لای سیمهای خاردار كرد تا راه را برای دیگر رزمندگان بگشاید، اما لحظة عروج فرا رسیده بود، گلوله های شهادت بر صورتش نشست و سرانجام این لالة سر خفام در خون خود غلطید و در ملكوت اعلی به دو برادر شهیدش مجید و وحید و عزیزِ دیگر خانواده شان احمد پیوست، تا به همراه این كبوتران عاشق در آن شام سرخ پركشد. حمید دو ماه مفقودالاثر بود؛ پس از آن جسد بی سرش به همراه قرآن خونین اش كه در بغل داشت و لباس غواصی كه بر تن او مانده بود، از آب بیرون كشیده شد. او چون خورشید می درخشید و گیتی را روشن ساخت.روحش پرفتوح و یادش جاوید باد
۱٬۶۳۴
ویرایش