شهيد حميد رضاغفوری شعرباف

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
حميد رضاغفوری شعرباف
142214 148.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد 1343، مشهد
شهادت 1365/10/04
عملیات‌ كربلای 4
تحصیلات دانشجوی رشته معارف اسلامی و اقتصاد


زندگی نامه

شهید حمیدرضا غفوری در خرداد 1343 در شهر مقدس مشهد چشم به جهان گشود. از اوان كودكی هوش سرشار و حافظة قوی و سرعت انتقال و اخلاق متعالی اش در دوره های دبستان و راهنمایی زبا نزد خاص و عام بود. پس از گذراندن دورة دبستان و راهنمایی، دبیرستان را همزمان با حركت شكوهمند ملت ایران به رهبری امام خمینی(ره) آغاز كرد. در این دوران پانزده سال بیشتر نداشت. در تظاهرات شركت می كرد و ندای استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی را از عمق جان فریاد می زد. پس از آنكه با رتبة ممتاز دیپلم خود را گرفت، در بهمن 1361 وارد «دانشگاه امام صادق(ع)» شد تا همزمان با اخلاص و تهذیب نفس و مكارم اخلاقی به فراگیری علوم اسلامی بپردازد. اخلاص و دلباختگی به خدمت، تلاش بی وقفه، سكوت و وقار و طمأنینه، ایثار و فداكاری و انفاق، بی ادعایی و پاسخ صریح به تكلیف شرعی و مسؤولیت های انقلابی، تقید به شركت در مراسم نماز جماعت و دعای كمیل و انس با قرآن، عطوفت و گذشت اخلاقی، تعبد و تهجّد از صفات بارز وی بود. او پس از گذراندن دورة عمومی معارف اسلامی رشتة اقتصاد را برگزید و در سال 1364 در سفری تبلیغی به مكة مكرمه مشرف شد؛ اما برای جبهه اولویتی خاص قایل بود و عقیده داشت كه طلبه علاوه بر یادگیری تعالیم اسلامی باید خصلت مجاهدت را نیز دارا باشد. بدین جهت در تابستان سال 1365 كه برای بار دوم به او پیشنهاد اعزام تبلیغی به حج را دادند، به رغم چیدن مقدمات سفر ناگهان در تصمیم خود تجدیدنظر كرد و برای ادای تكلیف شرعی، جبهه را بر حج ترجیح داد. او چندین بار در عملیات های گوناگون به طور رزمی و تبلیغی شركت كرد و حتی در عملیات خیبر از ناحیة ریه و شكم مجروح شد. شهید غفوری به خاطر تسلط به زبان عربی و انگلیسی و داشتن اطلاعات عمیق سیاسی و ذهن تحلیلگر قوی، از طرف قرارگاه به عنوان رابط با چند واحد عملیاتی چریكی سازمان «حز ب الدعوه الاسلامیه » عمل می کرد. وی سه ماه تمام در پایگاه های پارتیزانی در منطقة كردنشین عراق فعال بود، تا اینكه در پنجمین سال تحصیل، درعملیات كربلای چهار، آن زمان كه آفتاب چهارم دیماه 1365 غروب كرد، مأموریت شهاد تطلبانة غواصی را به همراه غواصان و حماسه سازان خط شكن پذیرفت و در نوك عملیات شرق بصره به اروند رود زد و به سمت «جزیرة ماهی » غواصی كرد. در لابه لای موانع و سیم های خاردار و تله های انفجاری و كمین های دشمن، حاج حمید به عنوان طلایه دار تخریب چی ها و پیشتاز خط شكنان، دستها را لای سیمهای خاردار كرد تا راه را برای دیگر رزمندگان بگشاید، اما لحظة عروج فرا رسیده بود، گلوله های شهادت بر صورتش نشست و سرانجام این لالة سر خفام در خون خود غلطید و در ملكوت اعلی به دو برادر شهیدش مجید و وحید و عزیزِ دیگر خانواده شان احمد پیوست، تا به همراه این كبوتران عاشق در آن شام سرخ پركشد. حمید دو ماه مفقودالاثر بود؛ پس از آن جسد بی سرش به همراه قرآن خونین اش كه در بغل داشت و لباس غواصی كه بر تن او مانده بود، از آب بیرون كشیده شد. او چون خورشید می درخشید و گیتی را روشن ساخت.روحش پرفتوح و یادش جاوید باد

وصیت نامه

  • وصیت۱

هدف از آمدن به جبهه: ادای تكلیف شرعی پیام: هیهات مناالذله جنگ جنگ تا پیروزی از پدر و مادر گرامی و عزیزتر از جانم سپاسگزارم كه نهایت زحمت را در تربیت اسلامی من متحمل شدند و نهایت صبر، ایثار، گذشت و فداكاری را از خود نشان دادند. خداوندا به ازای این زحمات، اجر اخروی جزیل عطایشان فرما. همچنین از خواهران و برادران عزیزم كه همگی در محیطی پرمهر و صفا زمینه ساز رشد من بودند، تشكر می کنم و از كلیة استادان و دوستان خوبی كه در هدایت من نقش داشته اند، نیز سپاسگزارم و از جمیع دوستان، آشنایان و بستگان به خصوص پدر و مادر عزیزم تقاضای عفو و بخشش دارم و امیدوارم خداوند به آنها صبر و اجر عنایت فرماید. تقاضا دارم برایم یك سال نماز و روزه قضا نمایید و مبلغ یك هزار تومان رد مظالم و یك هزار تومان به دانشگاه امام صادق(ع) و یك هزار تومان به صندوق جبهه بدهید. بقیه امور مربوط به من به عهده پدر بزرگوار و خانواده محترم می باشد. والسلام

  • وصیت 2

با سلام بر فرماندة سپاه اسلام، حضرت صاحب الزمان(عج) و نایب بر حق ایشان و با درود به همة دلسوزان واقعی اسلام. پدر و مادر گرامی تر از جانم، خانوادة محترم! پس از اسلام و اعلام تشكر قلبی خود به خاطر فراهم نمودن محیطی پر از صفا و صمیمیت و معنویت برای تربیت ما، امیدوارم كه حقیر سراپا تقصیر را از دعای خیر فراموش نفرمایید. اینجانب اطمینان دارم كه در صورت شهادت من یا مجید، شما آن را با كمال رضا و تسلیم خواهید پذیرفت. چرا كه خودتان ما را به این راه ترغیب و تشویق كردید و از همان كودكی مار ا حسینی تربیت كردید. عزیزان من! می دانم كه فراق هر كدام از ما، برایتان سنگین است. ولی امیدوارم كه این عمل ناچیز را خداوند ذخیرة آخرت همة ما قرار دهد. از طرف دیگر این را هم می دانم كه خدای ناكرده شكست جمهوری اسلامی و شرمندگی در مقابل پیامبر اكرم(ص) و ائمة اطهار(ع) برایتان بسیار سنگی نتر است. در انتها كلامی هم نسبت به مردم پشت جبهه دارم. عزیزان من! نسبت به اسلام و آبروی جمهوری اسلامی غیرت داشته باشید. همین طور كه كاری نمی كنید كه آبروی خانواده تان برود، كاری كه آبروی جمهوری اسلامی را خدای ناكرده ضایع می كند، انجام ندهید. تنها خواستة من از خانوادة گرامی، دوستان و بستگان و استادان عزیزم این است كه مرا حلال نموده و برایم طلب مغفرت نمایید و به جبهه ها بیشتر توجه كنید. ضمناً برایم یك سال نماز و روزه قضا كنید و مبلغ یك هزار تومان جهت رد مظالم و یك هزار تومان به حساب جبهه و یك هزار تومان به حساب دانشگاه بپردازید. التماس دعا و به امید سلامتی امام امت چهارشنبه 4/ 10 / 1365[۱]

نگارخانه تصاویر

142214 148.jpg

پانویس

  1. سایت نویدشاهد

رده