==زندگی نامه==
[[شهيد علي اينانلوشهید علی اینانلو]] در تاريخ، تاریخ، 1344/4/20 در روستاي روستای حصار ساتي ساتی شهرستان [[شهريارشهریار]] به دنيا دنیا آمد. او فرزند اول خانواده و از كودكي داراي كودكی دارای اخلاق و رفتار حسنه بود و بسان چشم و چراغ خانه ميدرخشيد میدرخشید و به كانون خانه روشنايي ميدادروشنایی میداد. تحصيلات تحصیلات را تا كلاس پنجم ابتدايي بيشتر ابتدایی بیشتر ادامه نداد، اخلاق زيباي زیبای او در دوران تحصيلات ابتدايي تحصیلات ابتدایی زبانزد آموزگاران بود و هميشه همیشه او را مورد تحسين تحسین قرار ميدادندمیدادند.
وقتي وقتی به سن نوجواني رسيد نوجوانی رسید در امور اقتصادي اقتصادی و امرار معاش خانواده به پدر كمك ميكرد، میكرد، در سن نوجواني نوجوانی در بسيج بسیج روستا ثبت نام و علاقمند به فراگرفتن فنون رزمي رزمی ـ دفاعي دفاعی شد. به فراخوان امام (ره) در جهت دفاع مقدس از ميهن لبيك میهن لبیك گفت و از سوي سوی ارتش در [[لشگر 77 ثامن الائمه]] به سمت جبهههاي جبهههای حق عليه علیه باطل شتافت و در آنجا آر پي چي پی چی زن بود. او دوست داشت بيشتر بیشتر وقت خود را در جبهه سپري سپری كند و به مادرش زماني زمانی كه مجروح شده بود گفت: مادرجان چگونه ميتوانم میتوانم استراحت كنم الان رزمندهها در ميان میان آتش و توپ و تانك هستند.بار آخري آخری كه ميخواست میخواست به منطقه برود عكس رنگي رنگی انداخت و آن را قاب كرد رو به مادر گفت: مادر اين این عكس يك شهيد یك شهید است، دلم ميخواهد میخواهد اگر شهيد شهید شدم در حضور جمع گريه نكني گریه نكنی تا خداي خدای ناكرده دشمنان دلشاد شوند، دلم ميخواهد میخواهد سرم را براي ميهن برای میهن خود بدهم، به راستي چنين نيز راستی چنین نیز شد زماني زمانی كه ميخواست میخواست عازم سفر شود همهي لباسهاي همهی لباسهای خود را برداشت تا همرزمانش بپوشند و از كمبود لباس سختي سختی نكشند.همواره احوال همسايهها همسایهها و اقوام را جويا ميشد، جویا میشد، با بچه ها بسيار بسیار مهربان و رئوف بود، روزي روزی به من و دوستم مقداري مقداری پول داد تا خوراكي بخريم خوراكی بخریم من معناي معنای كار او را آن زمان نفهميدم وقتي نفهمیدم وقتی بزرگ شدم دانستم كه او يتيم نوازي یتیم نوازی كرده است.زماني زمانی كه خبر شهادت علي علی را آوردند مادر دستها را به آسمان بلند كرد و شكر ايزدمنان ایزدمنان را به جاي جای آورد خدايا خدایا شكرت كه امانتدار امانت تو بودم و به توصيه ي شهيد توصیه ی شهید از ميهمانها میهمانها همراه با خرسندي خرسندی و شعف بسيار پذيرايي مي بسیار پذیرایی می كرد.اين شهيد گرامي این شهید گرامی 22 ماه تحت عنوان سرباز وظيفه وظیفه در جبهه هاي های حق عليه علیه باطل حضور داشت و در [[عمليات عملیات والفجر 8]] با اصابت گلوله به سرش در تاريخ، تاریخ، 1364/11/21 در [[اروند رود]] به شهادت رسيدرسید. مزار پر فروغش در گلزار شهداي شهدای امامزاده عباسعلي عباسعلی حصار ساتي ساتی شهرستان شهريار شهریار قرار دارد.
منبع: سایت شهدای ارتش