محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :آذربایجان شرقی - اسکو - کلجاه
==زندگینامه ==
بسم الله الرحمن الرحیم
[[شهید محمود سلامی کله جاهی]] در تاریخ [[1343/11/24]] دیده به جهان گشود. جا دارد بگویم که با تولد ایشان و تمام متولدین این سالها مصادف است با مبارزات حضرت [[امام خمینی]] (ره) زمانی که امام دیدند جهان را ظلم و فساد و بیداد گرفته شروع کرد با سردمداران مبارزه کند که خوب وقت شناس بود چه خوب زمانی را انتخاب کرد که سربازانش هنوز تازه تولد یافته بودند. ایشان می دانستند که این جوانان با غیرت ناموس دار و ضد ظالم و خورشید تابان انقلاب خواهند بود امام خمینی (ره) به مبارزات ادامه داد و اینها هم بزرگ می شدند.
شهید محمود سلامی در آخرین مرخصی و در آخرین روزش نزدیکهای ساعت 5 و بود به من گفت بیا برویم کار دارم. رفتیم از آنجا که راه افتادیم از همه خداحافظی می کرد دور کلجاه را گشتیم موقع آمدن یک مغازه دار را گذشتیم برگشت گفت من می خواهم با حسن عمو هم خداحافظی کنم رفت و با او هم خداحافظی کرد. نمی دانم برای آگاه شده بود که شهید خواهد شد یا نه البته کارهای غیر ارادی اش همین کلمه را می گفت تا اینکه شهید شد من فهمیدم که او می دانست. حتی آمدیم به خانه تا وسیلههایش را بردارد ساعتی طول کشید تا وقتی آمدم دیدم پیراهن مشکی پوشیده و تا ایستگاه بدرقه اش کردیم. خیلی عجله داشت حتی زودتر ماشین مینی بوس آمد جا نداشت ولی سوار شد طوری که من در مینی بوس را بستم پشتی کاملاً به در مینی بوس چسباند. موقعی که در منطقه بود نامه های زیادی می نوشت در نامه ها از همه یاد می کرد و بعد از 14 یا 15 روز گذشت تا خبر شهادتش را شنیدیم و با تشییع جنازه آن بزرگوار در کلهجاه به خاک سپردیم.
*طریقه شهادتش:
در فکه زمان ساعت 4 یا 4/5 به گفته همسنگرانش فرمان حمله بود که [[خمپاره]] عراق با صدایی که می شناختیم می آمد همه ما به [[سنگر]] فرار کردیم. ما دو نفر بودیم که من آب می ریختم او دست و صورت را می شست و من گفتم محمود [[خمپاره]] می آید ولی او اعتنایی نکرد بالاخره آن خمپاره کار خودش را کرد که یکی از بهترین جوان را از ما گرفت. [[ترکش]] های خمپاره به همه جای بدنش و سرش خورد ولی همه آنها ترکش های کوچک بودند ولی یکی بزرگ به قلب اش خورده بود و من خودم در اسکو در [[سپاه پاسداران]] در حیاطش دیدم که ترکش به قلبش خورده بود حتی کیف پولش و یک سکه 2 ریالی را هم کج کرده بود. شهید محمود سلامی با افتخار زیست و با افتخار شهید شد و تا تاریخ است افتخارات این عزیزان خواهد بود یعنی تا تاریخ است اینها عزیزان هم هستند. شهید قلب تاریخ است.
در آخر این نقطه را متذکر می شوم که همه ما باید کاری کنیم که نگذاریم خونهای این شهیدان پایمال شود. اینها (خونهای) برای ما امانت است چون به خاطر اسلام و [[قرآن]] و کشور رفتند و شهید شدند. ما موظفیم با عوام آنهایی که می خواهند ضربه به انقلاب و ایران بزنند مقابله کنیم. من فکر می کنم پشت سر این قضایا آمریکا و [[صهیونیست]] هستند و اجراکنندگان اصلی بهانه ای برای اینها میدهند فسادهای مالی جامعه هستند باید همه بکوشیم اولاً این فساد مالی که زمینه ساز برای آنهاست از بین ببریم و بعد نگذاریم لطمه ای به این مملکت برسد. خون شهدا پا بر جا بماند. اگر خون اینها هدر برود کشور و مردانگی مردم از بین می رود. خداوند برای ما عقل کلی عنایت فرماید تا در راه دین و قرآن بتوانیم موفق و پیروز باشیم.منبع: سایت شهدای ارتش <ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/35228سایت شهدای ارتش]</ref>==پانویس==<references />