ویرایشها
نام پدر : علی
محل تولد : نیشابور
مکان شهادت : خرمشهر
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت شغل :دانش آموز
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : مخابراتوبیسیم
==وصیتنامه==
بسم الله الرحمن الرحيم با درود به رهبر کبير انقلاب اسلامي ايران امام خميني و با سلام به شهداي راه اسلام و با تحسين به امت شهيد پرور ايران اکنون که در اين زمان که عصر کشمکش ناميده اند و شيطانهاي حاکم بر جوامع بشري منافع خود را از خوردن دسترنج و مکيدن خون مستضعفين به دست مي آورند و دنياي ما هم کاملاً در اين وضعيت به سر مي برد، بارديگر دين اسلام پس از 1400 سال به وسيله ريخته شدن خون بهترين عزيزان اين امت تازه گرديد و حال آنکه رهبران اين انقلاب تأکيد بر اين دارند که دستورات و قوانين قرآن کريم را به مرحله عمل درآورند به شما برادران و خواهران دينيم بايد بگويم که قرآن و اسلام ما چه در صدر اسلام و چه در اين زمان ، دشمنان زيادي داشته و خواهد داشت و تا اين لحظه که دين اسلام به اين صورت درآمده و بهاي اين نعمت گرانقدر ، خونهاي بسيار پاک و با ارزش است که به پاي اين درخت بارور اسلام ريخته شده ، در اين مقطع زماني که به کشورهاي انقلابي ايران ، جنگي ناخواسته ازطرف شياطين تحميل شده و مشکل اصلي کشور ما جنگ است ، به ياري حسين زمانمان برخيزيم و اين انسان نستوه و مسلمان را در ميدان جنگ با شياطين تنها نگذاريم و به پاي اين انقلاب و اسلام عزيزمان آنقدر خون بريزيم که موجب پيروزي اسلام برکفر شود که براستي هم اسلام نيازمند به اين خون انسانهاي خدايي مي باشد پس برادرم ! من و تو بايد خون خود را فداي اسلام کنيم تا آن را از دسايس و دامهاي شياطين محفوظ نگه داريم . به اميد به مورد عمل درآمدن دستورات قرآن کريم در سراسر جهان و ظهور حضرت مهدي (عج) . و اکنون پيام فرزندتان سيد احمد به شما خانواده عزيزم . 1- پدرم ! از اينکه يکي از فرزندان خود را در راه اسلام دادي اميدوارم که کوچکترين ناراحتي به خود راه ندهي و مرا هم حلال کني که خداوند در قرآن کريم مي فرمايد : اگر در راه خدا بميريد و يا کشته شويد غم مداريد که به رحمت ايزدي پيوسته و به سوي خدا محشور خواهي شد . 2- و اکنون تو اي مادرم که آرزوي دامادي من را در دل داشتي ، به تو مي خواهم بگويم که دامادي من ، به جبهه آمدنم و حجله عروسي من ، حجله شهادت من است . از تو مادر عزيز و دلبندم کي خواهم که مرا حلال کني و اميدوارم که هر چقدر که مي تواني صبور باشي و با خداي خود ارتباط بيشتري برقرار کني و از خدا تقاضاي صبر کني و شما اي برادران عزيز و اميد من ! از شما تقاضا دارم که با قرآن ارتباط بيشتري پيدا کنيد تا اينکه از رسالتي که بر دوش شماست بيشتر آگاه شويد و بهتر عمل کنيد . اميد آنکه اهداف ناقص مانده مرا دنبال کرده و به طور مثبت آنرا به پايان رسانيد . والسلام به اميد پيروزي نهايي رزمندگان اسلام در سراسر جهان به رهبري امام خميني تاريخ شب 10/2/61 جبهه جنوب
==خاطرات==
عشق شهادت
راوی : سیدحسین طباطبایی قدمگاهی
خاطرات سیاسی
راوی : سیدعلی قدمگاهی
اولین اعزام
راوی : سیدعلی قدمگاهی
آخرین شبی که قرار بود سید احمد به مناطق جنگی برود، با دیگر بسیجیان در مسجد محل تا صبح به خواندن دعا و نوحه مشغول بودند . وقتی من به چهره او نگاه می کردم یک حالت روحانی داشت و مشخص بود که او شهید می شود .
خواب و رویای شهید
راوی : سیدحسین طباطبایی قدمگاهی
خواب و رویای شهید
راوی : سیدعلی قدمگاهی
خواب و رویای دیگران درمورد شهید
راوی : سیدعلی قدمگاهی
راوی : سیدعلی قدمگاهی
یکبار سه تا از پسرانم حالشان خیلی بد شده بود . ولی سید احمد حالش نسبت به دو برادر دیگر خیلی وخیم بود . نزدیک غروب بود و وسیله ای برای رفتن به شهر پیدا نکردیم . لذا به ائمه معصومین متوسل شدم و تذر کردم تا او ان شاءالله خوب بشود . و می گفتم : خدایا پسرم را به تو سپردم . صبح که از خواب بلند شد دیدم که حالش خوب شده است
روزه
راوی : سیدعلی قدمگاهی
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2016568 یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references/>