شهید الیاس احمدی: تفاوت بین نسخهها
| (۹ نسخههای متوسط توسط ۷ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| + | |نام فرد = الياس احمدي | ||
| + | |تصویر = | ||
| + | |توضیح تصویر = | ||
| + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی | ||
| + | |شهرت = | ||
| + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | ||
| + | |تولد =[[بوشهر، ۳/۱/۱۳۳۶]] | ||
| + | |شهادت = [[۲۷/۱/۱۳۶۷]] | ||
| + | |وفات = | ||
| + | |مرگ = | ||
| + | |محل دفن =[[گلزار شهداي خورموج]] | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = | ||
| + | |جنگها = [[جنگ ایران و عراق]] | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات =ابتدايي | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = نام پدر: | ||
| + | }} | ||
| − | |||
| + | ==زندگی نامه== | ||
سال ۱۳۵۱ و در سن پانزده سالگي راهي كشور قطر شد و به عنوان كارگر در يك كارگاه نجّاري به كار پرداخت. | سال ۱۳۵۱ و در سن پانزده سالگي راهي كشور قطر شد و به عنوان كارگر در يك كارگاه نجّاري به كار پرداخت. | ||
| − | + | * تولد | |
| − | تولد | + | |
سوم فروردین۱۳۳۶ همزمان با روز نيمه شعبان در روستاي محمد آباد ،یکی از روستاهای استان بوشهر ديده به جهان گشود. اولين فرزند خانواده بود. | سوم فروردین۱۳۳۶ همزمان با روز نيمه شعبان در روستاي محمد آباد ،یکی از روستاهای استان بوشهر ديده به جهان گشود. اولين فرزند خانواده بود. | ||
| − | + | * تحصیلات | |
| − | *تحصیلات | + | |
در سن هفت سالگي راهي مدرسه ششم بهمن سابق شد.او پس از تحصيلات ابتدايي، ترك تحصيل کرد وبه دلیل مشکلات مالی ادامه تحصيل نداد. | در سن هفت سالگي راهي مدرسه ششم بهمن سابق شد.او پس از تحصيلات ابتدايي، ترك تحصيل کرد وبه دلیل مشکلات مالی ادامه تحصيل نداد. | ||
| + | * مهاجرت به قطر | ||
| − | + | سال ۱۳۵۱ و در سن پانزده سالگي راهي كشور قطر شد و به عنوان كارگر در يك كارگاه نجّاري به كار پرداخت. مسافرت او به قطر تا سال ۱۳۵۷ که انقلاب اسلامی به پيروزي رسید ادامه داشت. پس از آن به ایران برگشت و در بهداري خورموج استخدام شد. | |
| − | + | * ازدواج | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | *ازدواج | + | |
سال ۱۳۵۳ و در ۱۷ سالگی، با خانم فاطمه مقاتلي ازدواج كرد. حاصل ازدواجش دو پسر و سه دختر ميباشد. يكي از پسران الیاس فوت کرد و در حال حاضر تنها يك پسر از ايشان به نام سجاد به يادگار ماند. اوازخدمت سربازی معاف شد. | سال ۱۳۵۳ و در ۱۷ سالگی، با خانم فاطمه مقاتلي ازدواج كرد. حاصل ازدواجش دو پسر و سه دختر ميباشد. يكي از پسران الیاس فوت کرد و در حال حاضر تنها يك پسر از ايشان به نام سجاد به يادگار ماند. اوازخدمت سربازی معاف شد. | ||
| + | * حضور در جبهه | ||
| − | + | ۲۴ بهمن ۱۳۶۶ راهي جبهه جنوب شد و در [[ناوتيپ اميرالمومنين]] به عنوان راننده مشغول خدمت شد. الیاس دومین بار به جبهه رفت و در تاریخ ۲۷ فروردین ۱۳۶۷ بر اثر بمباران شيميايي دشمن در منطقه [[آبادان]] آسيب دید. | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| + | * شهادت | ||
| + | پس از انتقال به بيمارستان [[امام خميني (ره)]] تهران، در همان روز به [[شهادت]] رسيد. | ||
| + | پيكر پاك و مطهّر الياس احمدي، چهار روز پس از [[شهادت]] به زادگاهش انتقال يافت و پس از تشييع بسيار باشكوه توسط مردم، در گلزار [[شهداي]] خورموج به خاك سپرده شد. | ||
| − | + | ==خاطرات== | |
علاوه بر تأمين مخارج خانواده خودش، مخارج والدينش را نيز تأمين مي کرد و اين كار را با خوشرويي و بدون منّت انجام ميداد. اگر پدرش مريض ميشد، او ميگفت اي كاش من خودم دوبار مريض ميشدم، ولي پدرم يكبار هم مريض نميشد. | علاوه بر تأمين مخارج خانواده خودش، مخارج والدينش را نيز تأمين مي کرد و اين كار را با خوشرويي و بدون منّت انجام ميداد. اگر پدرش مريض ميشد، او ميگفت اي كاش من خودم دوبار مريض ميشدم، ولي پدرم يكبار هم مريض نميشد. | ||
| − | + | * مهربانی الیاس | |
| − | * | + | |
در خانواده بسيار مهربان بود و با همسر و فرزندان خود، رفتار بسيار مهربانانه و محبّتآميزي داشت. | در خانواده بسيار مهربان بود و با همسر و فرزندان خود، رفتار بسيار مهربانانه و محبّتآميزي داشت. | ||
اگر ميدانست يكي از همسايگانش در موردي نيازمند است، حتي اگر خودش نيز در همان مورد نيازمند بود، همسايه را بر خود ترجيح ميداد و به او كمك ميكرد. | اگر ميدانست يكي از همسايگانش در موردي نيازمند است، حتي اگر خودش نيز در همان مورد نيازمند بود، همسايه را بر خود ترجيح ميداد و به او كمك ميكرد. | ||
| − | + | * اول الیاس | |
| − | * | + | |
بارها پيش ميآمد كسانيكه به بهداري مراجعه ميكردند، ابتدا سراغ الياس را ميگرفتند. اگر او در بهداري بود، وارد ميشدند و اگر حضور نداشت، برميگشتند. او در كمك به بيماران به خصوص انتقال بيماران اورژانسي به بيمارستان، هيچگاه احساس خستگي نكرد. | بارها پيش ميآمد كسانيكه به بهداري مراجعه ميكردند، ابتدا سراغ الياس را ميگرفتند. اگر او در بهداري بود، وارد ميشدند و اگر حضور نداشت، برميگشتند. او در كمك به بيماران به خصوص انتقال بيماران اورژانسي به بيمارستان، هيچگاه احساس خستگي نكرد. | ||
موارد متعدّدي پيش آمد كه الياس تازه از سر كار برگشته و هنوز خستگي را از تن خود دور نكرده بود يا اينكه تازه سر سفرة غذا نشسته و يا تازه به حمام رفته بود كه نياز ميشد بيماران اورژانسي را به بيمارستان برساند. او هرگز اخمي به ابرو نميآورد و بلافاصله خود را آماده کمک به مردم ميكرد. | موارد متعدّدي پيش آمد كه الياس تازه از سر كار برگشته و هنوز خستگي را از تن خود دور نكرده بود يا اينكه تازه سر سفرة غذا نشسته و يا تازه به حمام رفته بود كه نياز ميشد بيماران اورژانسي را به بيمارستان برساند. او هرگز اخمي به ابرو نميآورد و بلافاصله خود را آماده کمک به مردم ميكرد. | ||
| + | * نماز و ورزش | ||
| − | + | او انس خاصي با [[نماز]] داشت. نماز را در سن ده سالگي از پدر وپدر بزرگش فرا گرفته بود. در خواندن نماز اول وقت بسيار مقيّد بود و هرگز تنبلي نميكرد. | |
| − | + | ||
| − | او انس خاصي با نماز داشت. نماز را در سن ده سالگي از پدر وپدر بزرگش فرا گرفته بود. در خواندن نماز اول وقت بسيار مقيّد بود و هرگز تنبلي نميكرد. | + | |
به ورزش و به خصوص فوتبال علاقة قابل توجّهي داشت و عضو تيم فوتبال استقلال روستاي محمّد آباد بود و در آن بازي ميكرد. ايشان، علاوه بر فوتبال، به كوهنوردي نيز علاقة زيادي داشته و با توجّه به نزديكي روستاي محل سكونتش به كوه، بارها به همراه دوستان خود به كوه ميرفت. | به ورزش و به خصوص فوتبال علاقة قابل توجّهي داشت و عضو تيم فوتبال استقلال روستاي محمّد آباد بود و در آن بازي ميكرد. ايشان، علاوه بر فوتبال، به كوهنوردي نيز علاقة زيادي داشته و با توجّه به نزديكي روستاي محل سكونتش به كوه، بارها به همراه دوستان خود به كوه ميرفت. | ||
| + | * دوستدارامام | ||
| − | + | علاقه و ارادتي آتشين به [[امام خمینی (ره)]] و انقلاب اسلامي داشت؛ لذا هيچ ضدّيت و مخالفتي را با امام و انقلاب بر نميتافت و با مخالفين آنها هرگز ميانه خوبي نداشت. به طور كلي يكي از معيارهاي دوستيابي [[شهيد احمدي]]، ميزان وفاداري افراد به انقلاب و آرمانهاي بلند امام (ره) بود. او بارها با برخي افراد، بر سر دفاع از امام بزرگوار امت (ره) ناگزير به مشاجرة لفظي شد و در بعضي موارد، مشاجرة آنها منجر به درگيريهاي مختصري نيز ميشد. او هيچگاه به طرفداران استعمار و استكبار، روي خوش نشان نداد. | |
| − | + | ||
| − | علاقه و ارادتي آتشين به امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامي داشت؛ لذا هيچ ضدّيت و مخالفتي را با امام و انقلاب بر نميتافت و با مخالفين آنها هرگز | + | |
پس از بازگشت از جبهه و در طي مرخّصي چند روزهاش، تغيير اخلاق و رفتار در تمام وجودش نمايان شده و معنويت و روحانيت حاكم بر فضاي جبهه تمام وجودش را در برگرفته بود. | پس از بازگشت از جبهه و در طي مرخّصي چند روزهاش، تغيير اخلاق و رفتار در تمام وجودش نمايان شده و معنويت و روحانيت حاكم بر فضاي جبهه تمام وجودش را در برگرفته بود. | ||
| + | * آثار منتشر شده درباره شهید | ||
| − | + | به ميدانِ [[شهادت]]، رادمردي | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | به ميدانِ | + | |
به جان، دينِ خدا را كرد ياري | به جان، دينِ خدا را كرد ياري | ||
نصيبي از بهشتِ جاودان بُرد | نصيبي از بهشتِ جاودان بُرد | ||
| سطر ۹۴: | سطر ۱۰۸: | ||
احمد منصوري | احمد منصوري | ||
| + | ==وصیت نامه== | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْياءٌ وَ ليكِنْ لا تُبْصِرُونَ | وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْياءٌ وَ ليكِنْ لا تُبْصِرُونَ | ||
[۱] | [۱] | ||
| − | اينجانب الياس احمدي ،فرزند ناصر، ساكن محمّدآباد. در اين ايّام | + | اينجانب الياس احمدي ،فرزند ناصر، ساكن محمّدآباد. در اين ايّام خجسته سالگرد جشن پيروزي انقلاب اسلامي، ما نيز تصميم گرفتيم كه در اين بُرهه حسّاس، در كنار رزمندگان قرار بگيريم، تا شايد از نزديك، به آنها خدمتي هر چند ناچـيز بنماييم. خدمات اين عزيزان، آنقدر با عظمت است، كه ما حتّي در حدّ قطرهاي هم نميتوانيم عرض اندام كنــيم، ولي از خداوند بزرگ طالبم كه، مرا در اين هدف والا و مقدّس، كمك نمايد. در اين برهه، همه دشمنانِ اين مملكت اسلامي، با يكديگر همعهد شدهاند تا اسلام عزيز را كه در گرو ايثارگريهاي جاني و ماليِ رزمندگان، حيات مجدّدي پيدا كرده است، به نابودي كشانند. |
| − | از همة برادران و دوستانم، درخواست | + | از همة برادران و دوستانم، درخواست دارم، كه [[دفاع مقدّس]] را فراموش نكنند و راهروِ [[شهدا]] باشند. |
| − | به فرزندانم و خانوادهام، توصيه به صـبر و تقوي مينمايم. خداوند، | + | به فرزندانم و خانوادهام، توصيه به صـبر و تقوي مينمايم. خداوند، همه شما را در انجام خيرات و اموراتِ نيك، موفّق بدارد. |
خدايا! خدايا! تا انقلاب مهدي، حتّي كنار مهدي، خميني را نگهدار | خدايا! خدايا! تا انقلاب مهدي، حتّي كنار مهدي، خميني را نگهدار | ||
از عمر ما بكاها! بر عـمر او، بيفزا! | از عمر ما بكاها! بر عـمر او، بيفزا! | ||
به اميد پيروزي رزمندگان اسلام | به اميد پيروزي رزمندگان اسلام | ||
| − | الياس احــمدي ۲۱/۱۱/۱۳۶۶ | + | الياس احــمدي ۲۱/۱۱/۱۳۶۶.<ref> آل عمران(۳)آیه۱۶۹</ref> |
| − | + | <ref>تدوين شده توسط دانشنامه شهیدان از خاطرات شفاهي خانواده، دوستان و آثار شهيد</ref> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | تدوين شده توسط دانشنامه شهیدان | + | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
| + | ==رده== | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:الیاس_احمدی}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان بوشهر ]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۱۹
| الياس احمدي | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | بوشهر، ۳/۱/۱۳۳۶ |
| شهادت | ۲۷/۱/۱۳۶۷ |
| محل دفن | گلزار شهداي خورموج |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| تحصیلات | ابتدايي |
| خانواده | نام پدر: |
محتویات
زندگی نامه
سال ۱۳۵۱ و در سن پانزده سالگي راهي كشور قطر شد و به عنوان كارگر در يك كارگاه نجّاري به كار پرداخت.
- تولد
سوم فروردین۱۳۳۶ همزمان با روز نيمه شعبان در روستاي محمد آباد ،یکی از روستاهای استان بوشهر ديده به جهان گشود. اولين فرزند خانواده بود.
- تحصیلات
در سن هفت سالگي راهي مدرسه ششم بهمن سابق شد.او پس از تحصيلات ابتدايي، ترك تحصيل کرد وبه دلیل مشکلات مالی ادامه تحصيل نداد.
- مهاجرت به قطر
سال ۱۳۵۱ و در سن پانزده سالگي راهي كشور قطر شد و به عنوان كارگر در يك كارگاه نجّاري به كار پرداخت. مسافرت او به قطر تا سال ۱۳۵۷ که انقلاب اسلامی به پيروزي رسید ادامه داشت. پس از آن به ایران برگشت و در بهداري خورموج استخدام شد.
- ازدواج
سال ۱۳۵۳ و در ۱۷ سالگی، با خانم فاطمه مقاتلي ازدواج كرد. حاصل ازدواجش دو پسر و سه دختر ميباشد. يكي از پسران الیاس فوت کرد و در حال حاضر تنها يك پسر از ايشان به نام سجاد به يادگار ماند. اوازخدمت سربازی معاف شد.
- حضور در جبهه
۲۴ بهمن ۱۳۶۶ راهي جبهه جنوب شد و در ناوتيپ اميرالمومنين به عنوان راننده مشغول خدمت شد. الیاس دومین بار به جبهه رفت و در تاریخ ۲۷ فروردین ۱۳۶۷ بر اثر بمباران شيميايي دشمن در منطقه آبادان آسيب دید.
- شهادت
پس از انتقال به بيمارستان امام خميني (ره) تهران، در همان روز به شهادت رسيد. پيكر پاك و مطهّر الياس احمدي، چهار روز پس از شهادت به زادگاهش انتقال يافت و پس از تشييع بسيار باشكوه توسط مردم، در گلزار شهداي خورموج به خاك سپرده شد.
خاطرات
علاوه بر تأمين مخارج خانواده خودش، مخارج والدينش را نيز تأمين مي کرد و اين كار را با خوشرويي و بدون منّت انجام ميداد. اگر پدرش مريض ميشد، او ميگفت اي كاش من خودم دوبار مريض ميشدم، ولي پدرم يكبار هم مريض نميشد.
- مهربانی الیاس
در خانواده بسيار مهربان بود و با همسر و فرزندان خود، رفتار بسيار مهربانانه و محبّتآميزي داشت. اگر ميدانست يكي از همسايگانش در موردي نيازمند است، حتي اگر خودش نيز در همان مورد نيازمند بود، همسايه را بر خود ترجيح ميداد و به او كمك ميكرد.
- اول الیاس
بارها پيش ميآمد كسانيكه به بهداري مراجعه ميكردند، ابتدا سراغ الياس را ميگرفتند. اگر او در بهداري بود، وارد ميشدند و اگر حضور نداشت، برميگشتند. او در كمك به بيماران به خصوص انتقال بيماران اورژانسي به بيمارستان، هيچگاه احساس خستگي نكرد. موارد متعدّدي پيش آمد كه الياس تازه از سر كار برگشته و هنوز خستگي را از تن خود دور نكرده بود يا اينكه تازه سر سفرة غذا نشسته و يا تازه به حمام رفته بود كه نياز ميشد بيماران اورژانسي را به بيمارستان برساند. او هرگز اخمي به ابرو نميآورد و بلافاصله خود را آماده کمک به مردم ميكرد.
- نماز و ورزش
او انس خاصي با نماز داشت. نماز را در سن ده سالگي از پدر وپدر بزرگش فرا گرفته بود. در خواندن نماز اول وقت بسيار مقيّد بود و هرگز تنبلي نميكرد. به ورزش و به خصوص فوتبال علاقة قابل توجّهي داشت و عضو تيم فوتبال استقلال روستاي محمّد آباد بود و در آن بازي ميكرد. ايشان، علاوه بر فوتبال، به كوهنوردي نيز علاقة زيادي داشته و با توجّه به نزديكي روستاي محل سكونتش به كوه، بارها به همراه دوستان خود به كوه ميرفت.
- دوستدارامام
علاقه و ارادتي آتشين به امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامي داشت؛ لذا هيچ ضدّيت و مخالفتي را با امام و انقلاب بر نميتافت و با مخالفين آنها هرگز ميانه خوبي نداشت. به طور كلي يكي از معيارهاي دوستيابي شهيد احمدي، ميزان وفاداري افراد به انقلاب و آرمانهاي بلند امام (ره) بود. او بارها با برخي افراد، بر سر دفاع از امام بزرگوار امت (ره) ناگزير به مشاجرة لفظي شد و در بعضي موارد، مشاجرة آنها منجر به درگيريهاي مختصري نيز ميشد. او هيچگاه به طرفداران استعمار و استكبار، روي خوش نشان نداد. پس از بازگشت از جبهه و در طي مرخّصي چند روزهاش، تغيير اخلاق و رفتار در تمام وجودش نمايان شده و معنويت و روحانيت حاكم بر فضاي جبهه تمام وجودش را در برگرفته بود.
- آثار منتشر شده درباره شهید
به ميدانِ شهادت، رادمردي به جان، دينِ خدا را كرد ياري نصيبي از بهشتِ جاودان بُرد به سر، بنهاد تاجِ افتخاري براي عزّتِ ايرانزمين بود ، شيرمردي، جاننثاري ز عشق و مهرباني كرده بودند دلِ پاكيزهاش را آبياري لبش را با تبسّم، باز ميكرد هميشه مثلِ گلهاي بهاري اگرچه از فراق دوستان بود اسير درد و رنج و بيقراري دعاي روز و شبهايش همين بود به محتاجان كند خدمتگذاري ز صحرا سادگي آموخت «الياس» ز كوهستان، رموزِ استواري گرفت از عشق، كام خسرواني اگرچه بعدِ شيرينانتظاري «چه خوش باشد كه بعد از انتظاري به اميدي رسد اميدواري از اين بهتر و زآن خوشتر نباشد دمي كه ميرسد ياري به ياري» صفا و مردي و ايمان و ايثار به عالم، مانده از وي يادگاري احمد منصوري
وصیت نامه
وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْياءٌ وَ ليكِنْ لا تُبْصِرُونَ [۱]
اينجانب الياس احمدي ،فرزند ناصر، ساكن محمّدآباد. در اين ايّام خجسته سالگرد جشن پيروزي انقلاب اسلامي، ما نيز تصميم گرفتيم كه در اين بُرهه حسّاس، در كنار رزمندگان قرار بگيريم، تا شايد از نزديك، به آنها خدمتي هر چند ناچـيز بنماييم. خدمات اين عزيزان، آنقدر با عظمت است، كه ما حتّي در حدّ قطرهاي هم نميتوانيم عرض اندام كنــيم، ولي از خداوند بزرگ طالبم كه، مرا در اين هدف والا و مقدّس، كمك نمايد. در اين برهه، همه دشمنانِ اين مملكت اسلامي، با يكديگر همعهد شدهاند تا اسلام عزيز را كه در گرو ايثارگريهاي جاني و ماليِ رزمندگان، حيات مجدّدي پيدا كرده است، به نابودي كشانند. از همة برادران و دوستانم، درخواست دارم، كه دفاع مقدّس را فراموش نكنند و راهروِ شهدا باشند. به فرزندانم و خانوادهام، توصيه به صـبر و تقوي مينمايم. خداوند، همه شما را در انجام خيرات و اموراتِ نيك، موفّق بدارد. خدايا! خدايا! تا انقلاب مهدي، حتّي كنار مهدي، خميني را نگهدار از عمر ما بكاها! بر عـمر او، بيفزا! به اميد پيروزي رزمندگان اسلام الياس احــمدي ۲۱/۱۱/۱۳۶۶.[۱] [۲]